امام بخارى و جايگاه صحيحش - قاسم اف، الياس - الصفحة ١٨٥ - عروه و خدمت سلطان و گمراه كردن مسلمين
است و همچنين او يكى از مسببان اساسى در كشته شدن پدر زنش عثمان بن عفان با دست صحابه و تابعين است.
٦. عروه بن زبير
امام بخارى ٨١٢ حديث از او روايت كرده است.
عروه و خدمت سلطان و گمراه كردن مسلمين
يحيى بن سعيد مىگويد: حاكم مدينه به عبدالملك بن موران نوشت كه اهل مدينه جز سعيد بن مسيب بر وليد و سليمان بيعت كردند. عبدالملك نوشت: او را به قتل تهديد كن و اگر باز بيعت نكرد پنجاه تازيانه بزن و او را در بازار مدينه بگردان. وقتى اين نامه عبدالملك به حاكم مدينه رسيد، سليمان بن يسار و عروه بن زبير و سالم بن عبدالله بن عمر (از طرف حاكم) به نزد ابن مسيب آمدند و گفتند: ما آمديم بگوييم كه نامهاى در امر تو از طرف عبدالملك آمده و اگر بيعت نكنى گردنت زده مىشود. و ما سه پيشنهاد به تو داريم، يكى را قبول كن: ١. حاكم از تو مىپذيرد اينكه نامه براى تو خوانده شود و تو نه رد كنى و نه قبول (سكوت نمايى) و مردم گمان مىكنند كه تو بيعت كردى. ابن مسيب گفت: من چنين كارى را نمىكنم و نتوانستند كه او را قانع سازند و گفتند: اولى گذشت. ٢. در خانهات بنشين و چند روزى براى نماز خارج مشو، حاكم از تو مىپذيرد. سعيد گفت: من اذان را بالاى گوشم بشنوم! نمىتوانم چنين چيزى را قبول كنم. ٣. گفتند: از جايى به جاى ديگر منتقل شو و حاكم شخصى را به سراغ تو راهى مىكند و اگر تو را در جاى خودت پيدا نكرد، ديگر از تو خوددارى مىكند. سعيد گفت: من نه يك قدم پيش مىروم و نه عقب، پس آنها از نزد سعيد رفتند و او نيز براى نماز ظهر خارج شد و در مكانى كه مىنشست قرار گرفت. چون حاكم نماز را خواند به نزد او فرستاد و گفت: اميرالمؤمنين ما را امر كرده كه اگر بيعت نكنى گردنت را بزنيم. گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله از بيعت به دو نفر نهى فرموده است، وقتى حاكم ديد كه او اجابت نمىكند