افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٣٥٧ - يك خط انحرافى شاذ
توانند در مسايل مستحدثه با رعايت زمانه باز انديشى نموده و حكم آن را بدهند؛ ولى او معتقد بود كه الفاظ و معانى قرآن از خداوند است و اين كه بعضى ها الفاظ آن را از خود پيامبر دانسته اند و مى گويند معانى بر آن حضرت نازل گشته، آن را شديدا رد مى كرد.
بلى از شاه ولى الله دهلوى نقل شده كه در ذيل عنوان تدلى گفته كه فقط معانى قرآن بر قلب پيامبر نازل شده و الفاظ آن از پيامبر است. ولى اين قول مخالف صريح آيه ١٩٢ تا ١٩٤ سوره شعراء و غير آن مى باشد.[١]
از سيد جمال افغانى در ابطال نظريه سيد احمد خان هندى نقل شده كه او هر آيهى را كه در آن از فرشته و جن و روح الامين و يا وحى و يا بهشت و دوزخ و يا از معجزات انبياء ذكرى به عمل آمده، تأويل برده است. (مقالات جماليه، ص ٩٧).
او مى گويد فرق بين سيد احمد و زنادقه پيشين در اين است كه آن ها دانشمند بودند و او عامى است، لذا مقام نبوت آن حضرت را به عنوان اصلاح گر پايين آورده است.[٢]
پس از سيد احمد هندى، نصر حامد ١٩٤٣ شاگرد امين الخولى (١٩٠٤- ١٩٦٩ ميلادى) به انكار وحيانى بودن قرآن پرداخت تا توسط جامع الازهر تكفير گرديد و مرتد اعلام شد. (١٩٩٣ تا ١٩٩٦).
پس از نصر جمعى بى ادب تر و تندرو تر از او آمدند و جمله هاى بيشتر و باطل ترى در مورد قرآن و نبوت نوشتند.
[١] - وَ إِنَّهُ لَتَنْزِيلُ رَبِّ الْعالَمِينَ، نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الْأَمِينُ، عَلى قَلْبِكَ لِتَكُونَ مِنَ الْمُنْذِرِينَ.( شعراء، آيات ١٩٢ تا ١٩٤).
[٢] - بنابر اين سيد احمد خان هم منكر خاتميت پيامبر بوده و هم منكر آورنده وحى و هم آيات را به نظر خود تأويل مى برده است. و هم منصب نبوت را نوعى مى دانسته و در عين حال قرآن را نيز از جانب خدا مى دانسته. اگر چنين بوده او به قول اسد آبادى عامى بوده است. و الله العالم.