افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٠١ - تحقيقى در معناى زندگانى
گفتار مختصر ذيل بايد توجه شود.[١]
١- حياة الدنيا، دو معنى دارد: حيات پستتر كه شامل افعال حيوانى و اعمال بيهوده و محرمات و فسق و فجور و كار و كسب و تجارت و پول پيدا كردن براى خوردن و آشاميدن و استراحت بدون هدف ديگر مىشود.
٢- مىشود كه در مقابل آن، حيات و زندگانى طيبه را قرار داد كه از اعمال لهو و لعب، به دور است و تحصيل مال را به قصد حفظ جان و براوردن حاجات معقول خود و فاميل خود به امر خدا انجام مىدهد و به اين قصد كه خدا را عبادت كند و به كمال نفسى خود برسد و به ديگران هم در فرض توان كمك كند.
٣- معناى دوم الحياة الدنيا، حيات حاضر- زندگانى حاضر است ممكن است گاهى زندگانى حاضر هر دو نوع سابق زندگانى- پست و طيبه- را شامل شود، ممكن است گاهى به معناى يكى ازاين دو آمده باشد.
٤- زندگى كه معناى مصدرى الحياة است، عطاى خداوند و بالاترين نعمت اوست و اين كه آيا حيات حاضر گاهى زندگى را نيز شامل مىشود يانه بايد گفت: والله العالم[٢]
٥- قسم سوم زندگانى ما در برزخ است كه روح با بدن برزخى زندگانى مىكند كه شناخت درستى از آن در ذهن نداريم و مقدار اندكى كه در قرآن و احاديث آمده در كتاب معاد آن را ذكر كردهايم، اهل علم به آنجا مراجعه كند.
[١] - ظاهراً من اين بحث را در محلى ديگر از اين كتاب نوشتهام؛ ولى به خاطر اهميت موضوع و زياد به كار گرفتن اين كلمه( الحيوة الدنيا) در قرآن، آن را بازهم توضيح مىدهيم.
[٢] - يعنى يك لفظ به معنانى مصدر و اسم مصدر هر دو استعمال شود.