افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٩٨ - فناى دنيا
مؤلف در چند كتاب خود در مورد ليلة القدر مطالبى را حسب استعداد ضعيف خود نوشته است و از تكرار آنها در اين كتاب آخر خود معذرت مى خواهد.
پناه بردن موسى از رجم
«وَ إِنِّي عُذْتُ بِرَبِّي وَ رَبِّكُمْ أَنْ تَرْجُمُونِ» (الدخان: ٢٠)؛ موسى به فرعون و عمله حكومت او گفت: من به خداى خود و خداى شما پناه مى برم كه مرا سنگسار كنيد و اگر به پيامبرى من ايمان نياوريد از من دورى كنيد.
من نمى دانم خداوند با اينكه در ابتدا موسى را بيمه كرده بود چرا از فرعونيان اين قدر ترسيده است و از نظر عقلى موسى آمده بود كه حكومت فرعون را بگيرد و بعداً فرعون و لشكر او را به قدرت خداوند در آب نيل نابود كرد[١]، بعضى گفته اند مراد از رجم سنگسار كردن نيست؛ بلكه اتهام جادوگرى و دروغگويى است، اين تفسير يا تأويل سؤال را شديد تر مىكند اتهام آنان مانند اتهام همه دشمنان انبياء يك امر پيش پا افتاده است، موسى را چه باكى از آن، به هر حال مؤلف از كمى علم خود جوابى ندارد.
فناى دنيا
«كَمْ تَرَكُوا مِنْ جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ، وَ زُرُوعٍ وَ مَقامٍ كَرِيمٍ، وَ نَعْمَةٍ كانُوا فِيها فاكِهِينَ، كَذلِكَ وَ أَوْرَثْناها قَوْماً آخَرِينَ، فَما بَكَتْ عَلَيْهِمُ السَّماءُ وَ الْأَرْضُ وَ ما كانُوا مُنْظَرِينَ» (الدخان: ٢٥- ٢٩)؛ چه بسيار باغها و چشمه ها و زراعت ها (يا زمين هاى زراعتى) و جايگاههاى عالى و چه نعمتهايى كه در آن غطه ور بوده اند ترك كردند و بدين گونه آنها را به مردم ديگرى به ميراث داديم نه آسمان بر آنان گريه كرد و نه زمين و نه مهلت شان داديم.
[١] - در تفسير الميزان آيه را طورى معنى كرده كه اين ايراد وارد نيايد و به نظر من آيه ظهور درستى در آن ندارد.