افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٤٣ - نسبت علم و دين
نه تنها كه در مهار كردن آنها تأثيرى ندارد كه آتش بيار معركه هم است و تكنالوژى جديد در ميدان جنگ آنقدر انسانها را كشت كه احتمالًا از مقدار تمام كشتههاى اعصار قديمه بيشتر بود.
بشر بىدين قرن بيستم به عقل خدا دادى خود فهميد كه اگر فرآوردهها و محصولات امروزى، بمبهاى اتمى و هيدروژنى و بمبهايى كه فقط انسان و حيوان را بكشد و به ساختمانها آسيبى نرساند[١] در جنگها به كار برود هم انسان از بين مىرود و هم كرهى زمين!! لذا كمى بر سر عقل آمدند و تا حدودى خويشتن دارى به خرج دادند.؛ ولى به هر حال آنقدر بمب در اختيار چند دولت است كه چندين كرهى همانند زمين را نابود كنند.
واقعيت عينى اين است كه علوم تجربى و قوانين معتبر از علوم انسانى قابل انكار دين خدا- اسلام- نيست و به دور از اسلحهى تدمير كننده، در زندگانى بشر مفيد است. و دين آسمانى هيچگاه جاى آنرا گرفته نمى تواند؛ ولى دين كارى را كه نفس آدمى انجام مى دهد و دستورات مهمى كه در جهان بينى بشر و ايده آلوژى او دارد هيچ قابل انكار نيست.
نتيجه اينكه خوشبختى و تكامل همه جانبه انسانها در پذيرفتن دين و تحصيل علم است و هيچ تناقضى بين علم و دين وجود ندارد؛ بلكه هر كدام پشتوانه همديگرى است؛ مانند دوبال پرندگان؛ بلى خدا به ما عقل سالم بدهد كه غرور و تكبر و شهوت و خود خواهى خود را كنار بگذاريم تا اولًا: دين واقعى خدا را بشناسيم و ثانياً: به آن ملتزم گرديم و ثالثاً: همهجا از بركات علوم تجربى مستفيد شويم. «رَبَّنا آتِنا فِي الدُّنْيا حَسَنَةً وَ فِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ» (البقرة: ٢٠١)؛
امروز در غرب علمى مورد توجه غربيها قرار گرفته كه نام آن علم روحى جديد است، كه اگر روزى تكامل پيدا كند شايد خيلى از غربيها از آن به خدا ايمان آورند. و كتابهايى تا
[١] - نگارنده نمى داند كه اين بمبها فعلًا در زراد خانههاى كشورهاى صنعتى وجود دارد يا نه؟