افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٤ - تأثير قرآن بر جماد
كه به سوى آنان (از مكه) هجرت مىكردند دوست داشتند كه برادران دينى شان بودند و با فقرى كه داشتند احساس احتياج به اموالى- كه از «فىء» بنى نضير به مهاجرين داده شد- نكردند؛ (بلكه) مهاجرين را بر جانهاى خود ايثار و اختيار كردند هر چند خود شان نيز دچار فقر و تنگ دستى بودند.
آرى انصار فقير پيشنهاد آن حضرت را از عمق دل پذيرفتند كه آنان چيزى از «فىء» نخواهند و همهى آنان به مهاجرين داده شود كه حال شان بدتر از حال انصار بود به استناد نقلى، پيامبر (ص) تنها به سه تن از انصار از آن اموال كمك نمود.
تأثير قرآن بر جماد
«لَوْ أَنْزَلْنا هذَا الْقُرْآنَ عَلى جَبَلٍ لَرَأَيْتَهُ خاشِعاً مُتَصَدِّعاً مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ تِلْكَ الْأَمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ» (الحشر: ٢١)؛ اگر اين قرآن را بر كوهى نازل مىكرديم، كوه را خاشع و شگافته شده از خوف خدا مىديدى. و اين مثلها را براى مردم مى آوريم تا شايد به فكر فرو روند.
در اينكه اين آيه مجرد ضرب المثلى را بيان مىكند و يا بيان گر حقيقتى است، دو قول وجود دارد و براى تفصيل آن به كتب تفسير مراجعه كنيد.
قابل ذكر است كه اين سوره با بيان اينكه آنچه در آسمانها و زمين است خدا را تسبيح مىگويند (و او را از هر عيب نقص تبرئه مىكند) شروع مىشود و با بيان اينكه همهى آنچه كه در آسمانها و زمين است از آن اوست، ختم مىشود.