افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ٢٣٢ - مناسب است چند مطلب اين جا واضح گردد
دوم: مستحق يتيمان و بيچارگان (مساكين) و ابن السبيل مطلق است و شرط نيست كه از بنى هاشم باشند؛ زيرا دليل معتبرى به نظرم برآن قايم نشده است؛ بلكه آيات سه گانه بعدى (٨، ٩، ١٠) نص بر عدم اشتراط است و حد اقل ظهور قوى در تعميم دارد. حرف «لام» د اخل بر كلمهى للفقراء در آيهى ٨ براى تمليك يا براى بيان مورد مصرف «فىء» است و جملهى «وَ الَّذِينَ تَبَوَّؤُا الدَّارَ» در آيهى نهم و جملهى «وَ الَّذِينَ جاؤُ ...» در آيه دهم، عطف بر كلمهى للفقراء مىباشد.
به هر حال پيامبر (ص) چه ياران خوبى داشتند كه سه آيهى فوق صفات آنان را بيان مىدارد، خداوند حد اقل ما را از طائفهى سوم آنان قرار دهد؛ بلى دستهى سوم ممكن است از جوانان صحابه باشند كه بعد از مهاجرين و انصار اولين، در خدمت آن حضرت مشرف شدهباشند و ممكن است بعد از وفا ت آن حضرت (ص) مكلف شده باشند، و ممكن است مركب از هردو باشند لازم نيست همه از دستهى دوم باشند كه بعضى از مفسرين پنداشتهاند.
بلى يتيمان و راه ماندگان بايد فقير باشند، و ظاهرا توزيع اموال بين اين سه دسته به طور مساوى لازم نيست؛ بلكه وابسته به نظر حاكم اسلامى مىباشد.
سوم: حصه خدا و رسول و ذى القربى، در فقه شيعه به امام (ع) و در زمان غيبت، به نايب عام او، مىرسد كه در مورد مصالح عمومى جامعه مصرف مىشود. والله اعلم.
چهارم: آيهى مباركه در پايان موضوع ديگرى را در مورد اختيارات پيامبر خاتم النبيين (ص) بيان مىفرمايد كه آنچه را پيامبر به شما داد، آن را بگيريد و از آنچه كه رسول شما را نهى فرمود، دورى كنيد.
ممكن است اين آيه در مورد دادن اموال و ندادن آن به مجاهدين باشد به طبعاً صحابهاى كه در ركاب آن حضرت مشرف بودند توقع تقسيم غنايم را بر خود- پس از اخذ خمس