افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٧ - تنبيه
روز قيامت نور پيامبر (ص) و مؤمنين و مؤمنات به سمت پيش و سمت راست تلاش دارد و همه طلب اتمام و اكمال نور شان را مىكنند: « «يَقُولُونَ رَبَّنا أَتْمِمْ لَنا نُورَنا وَ اغْفِرْ لَنا إِنَّكَ عَلى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ» (التحريم: ٨)؛ «يَوْمَ يَقُولُ الْمُنافِقُونَ وَ الْمُنافِقاتُ لِلَّذِينَ آمَنُوا انْظُرُونا نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِكُمْ قِيلَ ارْجِعُوا وَراءَكُمْ فَالْتَمِسُوا نُوراً فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ» (الحديد: ١٣).
كتابهاى رسولان خدا، نور دهنده است: «... جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّناتِ وَ بِالزُّبُرِ وَ بِالْكِتابِ الْمُنِيرِ» (فاطر: ٢٥).
و بالاخره سرور كائنات و سيد انبياء (ص) چراغ نور دهنده است: «وَ داعِياً إِلَى اللَّهِ بِإِذْنِهِ وَ سِراجاً مُنِيراً» (الأحزاب: ٤٦).
تنبيه
اسباب عقلائى[١] در اين زندگانى كه براى دفع ضرر يا جلب منفعت به كار مىرود در آنجا از بين مىرود و قرآن هم به علاوه دلالت همهى آيات وارده در مورد قيامت كه از آنها
[١] - اسباب بر سه گونه است:
الف) اسباب عقلى كه قابل تخصيص نيست و دنيا و آخرت را نمى شناسد.
ب) اسباب عقلايى كه در شرايط قيامت( خصوصاً ميدان حساب) به كلى بى اعتبار مىشود.
ج) اسباب شرعى؛ مانند دعا و استغاثه و فديه دادن( در فرض امكان)، توبه كردن كه بزرگترين سبب سعادت آدمى در اين جهان است، در آن جا هيچ فايدهاى براى رفع مشكلات ندارد. لذا در قرآن آمده است كه بيع( و ساير معاملات و معاوضات و عقود و ايقاعات) است نه دوستى و نه پيوند خويشاوندى( فَلا أَنْسابَ بَيْنَهُمْ يَوْمَئِذٍ) ونه چاره جويى مختلف( يَوْمَ لا يُغْنِي عَنْهُمْ كَيْدُهُمْ شَيْئاً وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ) و نه عوضى گرفته مىشود( وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ) و نه دروغگويى فايدهاى دارد و نه بى نظمى در دستگاههاى حسابگير تا از آن سوء استفاده شود. هر كس مقدار ذرهاى از خير و يا شر داشته باشد مى بيند.