افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٩٠ - ملكيت آسمانها و زمين و آنچه در آنها است
ما فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ» (الحديد: ١) «لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ..» (الحديد: ٥)، و نيز در آيات ذيل، ملكيت آنچه را كه در آسمانها و زمين است براى خداوند اثبات مىكند: «الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...» (الفرقان: ٢) «وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...» (النور: ٤٢) «لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...» (البقرة: ١٠٧) «لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...» (المائدة: ٤٠) «لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...» (التوبة: ١١٦) «وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...» (آلعمران: ١٨٩) «... لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...» (الأعراف: ١٥٨).
بنا براين آسمانها و زمين وكهكشانها و ملائكه و موجودات مادى ديگرى كه در آسمانها وجود دارند همه مملوك خدا، وخدا مالك آنها مىباشد و نيز زمين و آنچه كه در روى زمين و باطن زمين است مملوك خداوند است و چون اين ملكيت تكوينى است نه اعتبارى عقلايى معناى آياتى كه ملكيت آسمانها و زمين هاى هفتگانه را بيان فرمود اين است كه همهى آسمانها و زمينها، و آنچه كه در آنها است مخلوق خداوند است كه در ابتداء و استدامه نيازمند اراده و مديريت اوست.
از آيهى اول فهميده مىشود كه همهى موجودات مذكور، خدا را تسبيح و تنزيه و تقديس مىكنند.
از آيهى دوم به دست مىآيد كه احياء و اماته، عمل خداوند است؛ بلى چنين است حيات تنها ازحيات خداوند كه ذاتى اوست به دست مىآيد و هيچ موجودى نمىتواند به چيزى حيات بدهد.
إنسانها با عوامل خارجى مىتوانند سر فردى را ببرند؛ ولى حيات صاحب سر را خداوند مىگيرد، وسايل و اسباب نبايد به معلول اشتباه شود: «أَ فَرَأَيْتُمْ ما تُمْنُونَ، أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ» (الواقعة: ٥٨ و ٥٩).