افق اعلى - محسنى، شيخ محمد آصف - الصفحة ١٦٠ - براق يا مركب فضايى
پانزدهم: در بين براق فقط جاى يكنفر بوده (كوكر الطير)
شانزدهم: هفتاد هزار جلو و زمام داشت (بنا بر يك نسخه روايت يكهزار جلو)
هفدهم: اين مركب تا مقدارى رفته و ديگر نتوانسته در مقابل شرايط فضا استقامت كند و مركب ديگرى به اسم (برقه) آورده شده، و در جايى نور، حركت او را شدت بخشيده[١] و در مواقع پايين آمدن در يك محل، مركب ديگر به اسم (رفرف) او را سير داده است و گاهى اين مركب به پلكان (زينه پايه) تشبيه شده.
در روايت ابن عباس چنين آمده كه ناگاه پلكانى از طلا را كه پايههاى او از نقره بود، مركب [تركيب شده] از لؤلؤ و ياقوت بود و درخشش زيادى داشت آوردند، پايين آن بر سنگ بيت المقدس قرار گرفته و سر آن به سوى آسمان بوده جبرئيل گفت: بالا شو! در آسمان اول پلكان ديگر و در آسمان سوم پلكانى كه از نور بوده و به نور پيچيده شده بود، آوردند[٢].
كسانىكه در موضوع ساختمان (أپولو و فضا) معلومات كافى دارند، بايد در اين جملات دقت زيادى به عمل آورند، تا شايد اسرار تازهاى را كشف كنند و هيچ بعيد نيست كه طلا و نقره و امثال آن، كنايه از مواد محكم ديگرى باشد كه در مقابل حرارت و شرايط فضا استقامت داشته باشد. والله العالم.
هركسىكه خود را در قرون وسطى فكر كند و جملات اين روايات را به دقت بخواند، مىداند كه معراج بسيار پيچيده بوده و بر صدق معراج جسمانى كه نظر مشهور علماى اسلام
[١] - دانشمندان امروزى به اين فكر افتادهاند كه بتوانند سربازهارا به وسيله امواج نور نقل و انتقال دهند، همانطورىكه صدا را نقل و انتقال مىدهند، اگر اين كار صورت گيرد، وضع جنگها تغيير فاحشى خواهد يافت. البته اين جمله روايت خيلى قابل دقت است كه( فزخ بى فى النور زخا).
[٢] - روايات براق را مىتوانيد در كتاب، بحارالأنوار/ ج ١٨، ص ٣١١- ٣١٦- ٣١٧- ٣٧٨- ٣٩٠- ٣٩٧ و ٤٠٢ مطالعه نماييد.