راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٦٢ - باب ششم در مسائل متفرقه
مستحبّ است كسى كه زياد شكّ مىكند با انگشت سبّابه دست راست به ران چپ خود بزند و بگويد: بسم الله و باللّه و توكّلت على الله أعوذ باللّه السّميع العليم من الشّيطان الرّجيم، زيرا اين امر شيطان را منع و از او دور مىكند و اين دستور از پيامبر (ص) روايت شده است.«١٣»
مسألة: غزّالى مىگويد: سبب وسوسه در نيّت نماز تباهى عقل يا ندانستن احكام شرع است،
زيرا امتثال امر پروردگار مانند امتثال امر غير اوست، و از نظر قصد و نيّت تعظيم خداوند هم مانند تعظيم ديگران است. اگر دانشمندى بر كسى وارد شود و وى در جلو او به پا خيزد سپس بگويد: من نيّت كردم براى بزرگداشت ورود اين شخص دانشمند به خاطر فضل و دانشش همزمان با ورود او به پاخيزم و به پيشواز او روم، بى شك اين شخص به بى خردى منسوب مىشود، زيرا همين كه او را ببيند و به فضل و دانش او آگاهى داشته باشد انگيزه تعظيم در او پديد مىآيد و او را به برخاستن و احترام وا مىدارد، مگر آن كه به كار ديگر مشغول و يا دچار غفلت باشد. اين كه شرط امتثال در نماز آن باشد كه در نيّت فى المثل ظهر و اداء و واجب را قيد كند مانند آن است كه تعظيم بر دانشمند وارد، زمانى تعظيم است كه مقارن با ورود او به پاخيزد و رو به سوى او كند و هيچ قصدى جز احترام و بزرگداشت او نداشته باشد زيرا اگر در جلو او برخيزد ليكن روى خود را از او برگرداند يا پس از ورود او صبر كند و پس از مدتى از جا بلند شود، او را تعظيم نكرده است. بنابر اين خصوصيّات مذكور ناگزير بايد معلوم بوده و در نيّت آورده شود، و حضور آنها در نفس در يك لحظه به طول نمىانجامد، و آنچه طولانى مىشود آوردن الفاظى است كه دلالت بر اين معانى كند، خواه آوردن اين الفاظ به زبان و يا انديشيدن آنها در دل باشد. بنابر اين كسى كه نيّت نماز را بدان گونه كه گفته شد نفهمد مانند آن است كه معناى نيّت را به هيچ وجه نفهميده است، چه منظور از آن جز اين نيست كه فرا خوانده شدهاى تا در وقتى معيّن نماز بگزارى، و تو هم اجابت كرده به
[١٣] کافي کليني، ج ٣، ص ٣٥٨ شماره ٤.