راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٥٣٨ - بيان اسبابى كه قيام شب را آسان مىكند
بازگشته بود و همسر وى انتظار همخوابگى او را در آن شب داشت ليكن او وارد مسجد شد و پيوسته نماز مىخواند تا بامداد شد، همسرش به او گفت: ما مدتها در انتظارت بوديم اكنون كه وارد شدهاى تا بامداد نماز مىخوانىي پاسخ داد: به خدا سوگند همه شبها را در باره حوريّهاى از حوريان بهشت مىانديشيدم و خانه و همسر را فراموش كرده بودم از اين رو در اين شب نيز به سبب شوقى كه به آن داشتم در سراسر آن به نماز ايستادم.
٤- محبّت خداوند، و اين شريفترين انگيزههاست، و ديگر ايمان قوى به اين كه در نماز شب هر چه بگويد در حال راز و نياز گفتن با خداوند است و او بر آن آگاه مىباشد، و در اين حال بايد شاهد خطورات قلبى خود بود، زيرا آنچه در اين موقع از دل او مىگذرد خطابهايى از سوى حقّ تعالى به اوست، براى آن كه هر گاه خداوند را دوست بدارد ناگزير خلوت و مناجات با او را نيز دوست مىدارد و از آن لذّت مىبرد، و همين لذّت راز و نياز با دوست او را به طول قيام شب وامىدارد، و نبايد وجود اين لذّت را بعيد بداند، زيرا عقل و نقل گواه آن است. امّا در مورد گواهى عقل بايد حال كسى را در نظر گرفت كه شخصى را به سبب جمال او، يا پادشاهى را به سبب بخشش و بذل مال دوست بدارد، روشن است كه چگونه از خلوت و مناجات با او لذّت مىيابد تا آن حدّ كه شبها خوابش نمىبرد.
اگر گفته شود: انسان از ديدن چهره زيبا لذّت مىبرد و خداوند را نمىتوان ديد.
پاسخ اين است كه اگر محبوب زيباروى در پشت پرده يا درون خانهاى تاريك باشد دوست به صرف مجاورت با او لذّت مىبرد بىآن كه او را ببيند و طمعى جز آن داشته باشد. و به اين خوشدل است كه دوستيش را به او اظهار و ياد او را بر زبان جارى مىكند و او آن را مىشنود، هر چند اينها همه نزد دوستش آشكار باشد.
و نيز اگر گفته شود: دوست در انتظار پاسخ دوست خويش است و از آن لذّت مىبرد در حالى كه سخنى از خداوند شنيده نمىشود، پاسخ اين است كه وى اگر چه مىداند كه او پاسخ نمىدهد و خاموش مىماند، ليكن همين اندازه كه چگونگى حال خود را بر او