راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٤١٨ - ١٠- ديگر ادب باطن است
گوياى دورى از رحمت خداست. از جمله چيزهايى كه خداوند به موسى وحى فرمود اين است: اى موسى! آرزوهايت را در دنيا دراز مكن تا دلت سخت نشود، و سختدل از من دور است»«١١٤» و نيز دعاى سختدل مردود است. چه امام صادق (ع) فرموده است: «خداوند دعاى سختدل را نمىپذيرد.»«١١٥»
ثانيا- گريه دلالت بر انقطاع از خلق و زيادى خشوع نسبت به خالق دارد. پيامبر خدا (ص) فرموده است: «هر گاه خداوند بندهاى را دوست بدارد نوايى از حزن و اندوه در دل او برقرار مىكند، چه خداوند هر دل اندوهگين را دوست مىدارد، و كسى را كه از خوف خدا بگريد هرگز وارد دوزخ نمىكند، مگر آن كه شير به پستان باز گردد، و هرگز غبار جهاد در راه خدا و دود جهنّم در بينى مؤمن جمع نمىشود، و هر گاه خداوند بندهاى را دشمن بدارد نواى خندهاى در دلش قرار مىدهد، و خندهدل را مىميراند، و الله لا يحبّ الفرحين.»«١١٦»
ثالثا- گريه موافق با اوامر حقّ تعالى و سفارشهايى است كه به پيامبرانش كرده در آن جا كه فرموده است: «اى عيسى! از چشمانت اشك و از دلت خوف و خشيت به من ببخش.»«١١٧» و به موسى (ع) فرموده است: «در هنگامى كه با من مناجات مىكنى با خوفى برخاسته از دلى بيمناك با من مناجات كن ...» تا آن جا كه مىگويد: «از كثرت گناهان مانند كسى كه از دشمنش بگريزد به من فرياد زن.»«١١٨»
رابعا- در گريه ويژگيها و ثوابهايى است كه در ديگر طاعات يافت نمىشود، سپس صاحب عدّه اخبار بسيارى را در فضيلت گريستن به هنگام دعا نقل كرده كه شايد
[١١٤] کافي، ج ٢، ص ٣٢٩.
[١١٥]- همان مأخذ، ج ٢، ص ٤٧٥.
[١١٦]- ارشاد ديلمي صدر حديث در باب حزن، و تمام آن در باب گريه از خوف خدا. و خداوند شادمندان را دوست نميدارد.
[١١٧]- امالي شيخ، مستدرک حاکم، ج ٢، ص ٢٩٤؛ تحفالعقول ابن شعبه بطور مرسل، ص ٥٠١؛ کافي کليني، ج ٨، ص ١٤١ بطور مسند.
[١١٨]- کافي، ج ٨، ص ٤٢.