راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ٣٠٩ - باب دوّم در آداب ظاهرى تلاوت، و آن ده چيز است
نوآوريهاى زيادترى شود آنها را ناپسند مىشمردند تا اين راه را مسدود كنند و شوق خود را به حفظ قرآن از هر گونه تغيير اظهار بدارند. امّا اگر چنين اعمالى به مانعى نينجامد و به نوعى واقع شود كه مايه مزيد معرفت گردد اشكالى نخواهد داشت. برخى از اينان مىگفتند: از قرآن نقطهدار تلاوت مىكنم و خودم قرآن را نقطه نمىگذارم.
اوزاعى از يحيى بن ابى كثير نقل كرده كه گفته است: قرآن در مصحفها خالى از نقطه و علامت بود. نخستين چيزى كه در آن احداث كردند نقطهگذارى بر «با» و «تا» بود و گفتند: زيرا سبب روشنى و وضوح آن است. سپس در پايان آيهها نقطههاى بزرگ گذاشتند و گفتند: باكى نيست زيرا با اين كار آغاز هر آيه دانسته مىشود. و پس از آن خواتيم و فواتح را پديد آوردند.
برخى گفتهاند اينها را حجّاج احداث كرده است، او قاريان را فرا خواند تا كلمات و حروف قرآن را شمردند و آن را به اجزاى متساوى تقسيم و بر سى جزء مرتّب كردند و تقسيمات ديگرى نيز به عمل آوردند.
مىگويم: كافى به سند خود از محمّد بن ورّاق نقل كرده كه گفته است: من كتابى را به ابى عبد الله (ع) عرضه داشتم كه در آن قرآنى بود كه با آب طلا مهر و عشرگذارى گرديده و در آخر آن سورهاى با آب طلا نوشته شده بود. آن را به امام (ع) نشان دادم آن حضرت عيبى بر آن نگرفت جز نوشتن قرآن با طلا و فرمود: «خوش ندارم كه قرآن جز با مركّب سياه كه در آغاز با آن نگارش يافته نوشته شود.»«١٧»
داوود بن سرحان از آن حضرت روايت كرده كه فرموده است: «آراستن مصحف و شمشير با زر و سيم اشكالى ندارد.»«١٨»
٥- ترتيل
و آن در قرائت قرآن مستحبّ است، زيرا ما بزودى بيان خواهيم كرد كه مقصود از
[١٧] همان مأخذ، ج ٢، ص ٦٢٩.
[١٨]- همان مأخذ، ج ٦، ص ٤٧٥.