راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٣٥ - باب سوم در باره گيرنده صدقه و اسباب استحقاق او و آداب گرفتن آن و بيان اسباب استحقاق
است كه گيرنده دوازده امامى باشد، و اين بنابر اجماع و روايات صحيح مستفيض از اهل بيت (ع) است«٢» بطورى كه هر گاه زكات دهنده از مخالفان باشد و زكاتش را به هم مذهبانش دهد چنانچه بعد از آن به مذهب حقّ درآيد و مستبصر شود بر او واجب است دادن زكات را اعاده كند، هر چند اعاده ساير عبادات بر او واجب نيست. اشتراط عدالت در غير مؤلّفة قلوبهم و غير عاملين زكات مورد اختلاف است و اصحّ آن است كه به كسانى كه تظاهر به فسق مىكنند زكات داده نشود، امّا در مورد عاملين جمعآورى زكات بدون خلاف عدالت شرط است، زيرا شغل كارگزارى ايجاب مىكند كه اينان امين و عادل باشند همچنان كه در مورد عدم اشتراط عدالت در مؤلّفة قلوبهم هيچ خلافى نيست. و نيز شرط است كه گيرنده زكات واجب النّفقه زكات دهنده نباشد، مگر اين كه آن را در غير نفقه واجب صرف كند مانند رزمنده، وامدار و برده مكاتب. در روايت صحيح از امام صادق (ع) آمده است: «به پنج دسته زكات داده نمىشود: پدر، مادر، فرزند، مملوك و زن، زيرا اينان عائله و ملازم اويند.»«٣»
غزّالى مىگويد:
صفات اصناف هشتگانه
دسته اوّل فقرا:
فقير كسى است كه نه مالى دارد و نه قادر به كسب است، او اگر خوراك يك روز و پوشاك متناسب با حال خود را داشته باشد فقير نيست بلكه مسكين است و اگر قوت نصف روزش را داشته باشد فقير است و چنانچه جامهاى به تن داشته ليكن دستمال سر و كفش و شلوار نداشته باشد، و بهاى جامهاش به اندازهاى نيست كه تهيّه اين كمبودها را چنان كه در خور فقيران است كفايت كند در اين صورت او فقير است، زيرا در حال حاضر فاقد لوازم مورد احتياج خويش است و توانايى تهيّه آنها را ندارد. شايسته نيست فقير بودن مشروط به اين باشد كه جز آنچه عورت او را مىپوشاند پوشاكى نداشته باشد، زيرا اين شرط زيادهروى است و غالبا چنين افرادى يافت
[٢] وسائل الشيعه، کتاب زکات، باب پنجم.
[٣]- کافي، جلد ٣، ص ٥٥٢، شماره ٥.