راه روشن (ترجمه المحجة البيضاء) - الفيض الكاشاني - الصفحة ١٢٧ - باب دوّم در اداى زكات و شرايط و آداب ظاهرى و باطنى آن
خداست و منّت او راست كه آن را به او عطا كرده و به او توفيق داده تا آن را بذل و بخشش كند. پس چرا چيزى را كه در راه خداوند صرف كرده و به او تعلّق دارد بزرگ بشمارد با آن كه موقعيّت اقتضا مىكند كه او به آخرت نظر داشته باشد و براى تحصيل ثوابهاى الهى آن را بذل كند، و بخشش چيزى را كه چند برابر آن را از خداوند انتظار دارد بزرگ نشمارد.
امّا منظور از عمل اين است كه به هنگام دادن صدقه از بخل خود شرمسار باشد كه بقيّه مالش را از خداوند دريغ مىدارد، و با شكستگى و شرمگينى حالت كسى را دارد كه سپردهاى نزد او باشد و استرداد آن را از او بخواهند و او بخشى از آن را برگرداند و بخشى را نگهدارد، زيرا همه مال او از آن خداست و بخشش همه آن نزد خداوند محبوب است جز اين كه بندهاش را به آن امر نكرده است، زيرا بنده به سبب بخلى كه دارد اين امر بر او گران خواهد بود، چنان كه فرموده است: إِنْ يَسْئَلْكُمُوها فَيُحْفِكُمْ تَبْخَلُوا.
هفتمين وظيفه: صدقه را از بهترين و محبوبترين و ارزشمندترين و پاكيزهترين قسمتهاى مالش انتخاب كند،
زيرا خداوند پاك است و جز پاك را نمىپذيرد. اگر صدقه شبهه ناك باشد بسا آن كه ملك خالص او نباشد و در نتيجه اداى ذمّه نشود. در بعضى اخبار آمده است: «خوشا به حال بندهاى كه از مالى كه بىمعصيت كسب كرده انفاق كند.»«٤٦» اگر صدقه از خوبترين مال او نباشد مرتكب سوء ادب شده زيرا مال خوب را براى خود، برده و يا براى خانوادهاش نگهداشته و غير خدا را بر خدا ترجيح داده است و اگر بدين گونه با ميهمانش رفتار كند و بدترين خوراكى را كه در خانهاش دارد براى او بياورد بىشكّ او را از خود دلتنگ ساخته است. اين امر در صورتى است كه نظرش به سوى خدا معطوف باشد و اگر نظرش متوجّه حال خود و ثواب او در آخرت است ترديدى نيست كه خردمند ديگرى را بر خويش ترجيح نمىدهد زيرا از مال او تنها آنچه را كه به صدقه مىدهد و در نتيجه برايش باقى مىماند يا مىخورد و از ميان مىرود به او
[٤٦] کافي و غيره چنان که پيش از اين ذکر شده است.