نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٨٢ - در پيدايش كثرت از وحدت , و در بيان عالم ربوبى و عالم امر و خلق , و اشارت به سدرة المنتهى , و تسبيح ماسوا و قوس نزول و صعود آنها است
در پيدايش كثرت از وحدت , و عوالم ربوبى و امر و خلق , و سدرة المنتهى , و تسبيح ماسوا , و قوس نزول و صعود
بيان : اين فص در پيدايش كثرت از وحدت , و در بيان عالم ربوبى و عالم امر و عالم خلق , و اشارت به سدرة المنتهى , و در تسبيح ماسوا و قوس نزول و صعود آنها است و بحث از تسبيح در فص سى ام بيايد . و در حقيقت اين فص به سه قسم منقسم است : يك قسم آن تا و هناك افق عالم الربوبية , و قسم ديگر آن تا و هناك افق عالم الامر , و قسم سوم آن و هناك عالم الخلق .
آنگاه در بيان احوال هر سه قسم كه ظهور كثير از واحد و رجوع آنها بدان و در ترتب طولى و نزولى و صعودى آنهاست .
در فصوص گذشته دانسته شد كه ذات احديت عالم بذات خود است و ذاتش علت تامه جميع ماسواه است و علم بعلت مستلزم علم بمعلول بلكه در اين مقام عين معلول است كه علم اجمالى در عين كشف تفصيلى است كه جميع موجودات از كلى و جزئى بتجلى ذات حق در نزد ذاتش مكشوفند , و معلم اين انكشاف در نزد ذات را بكل ثانى تعبير فرموده است .
حال گوييم كه چون ظهور ذات منشأ ظهور موجودات است و علم بذات علت علم بموجودات است و صفات او عين ذاتش است پس صفت قدرت نيز عين ذات خواهد بود پس بلحاظ ذات لحاظ قدرت ازليه شد . و قدرت از مفاهيم اضافى است چه قدرت , قدرت بر شى است و تعقل آن بدون تعقل مضاف اليه آن كه مقدورات غير متناهيه اند ممكن نيست و چون علم فعلى حق منشأ ايجاد اشيا است كه همه از علم فعلى او صدور يافته اند پس در حقيقت بلحاظ قدرت كه همان لحاظ ذات است و قدرت مضاف اليه ميخواهد علم ثانى مشتمل بر كثرت پديد آمد و اين علم قدرت و مشيت حق است و در كلام اهل عصمت است كه خداى تعالى اشيا را بمشيت آفريد و مشيت را بنفس ذاتش و اين مقام