نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥٤٢ - در بيان كلمه حق و در ظاهر و باطن بودن حق , و اكتساب عبد مرصفات حق را و كيفيت حال او در آنحال است
بحث حق
بيان : اين فص شروع در تفسير فص سيزدهم در بيان كلمه حق , و در بيان ظاهر و باطن بودن حق , و در بيان اكتساب عبد مرصفات حق را , و در بيان كيفيت حال او در آنحال است .
اين فص را در بسيارى از كتب فلسفى با اسناد به اين كه از رساله فصوص فارابى است نقل كرده اند . چنانكه در ديباچه كتاب در صحت انتساب رساله فصوص فارابى و شرح او بر آن , فصوصى چند را كه از آن جمله همين فص است با ماخذ آنها نام برده ايم و نشان داده ايم .
عبارات نسخه هاى فصوص را در اين فص اختلاف است , متن مختار فاضل شارح شنب غازانى با نسخه هاى منقول در كتب فلسفيه , و تقريبا مطابق است و عبارت فص در شرح او اين است :
هو الحق فكيف لاويقال حق للقول المطابق للمخبر عنه اذا طابق القول . و يقال حق للوجود الحاصل بالفعل . و يقال حق للموجود الذى لاسبيل للبطلان اليه . و الاول تعالى حق من جهة المخبر عنه , حق من جهة الوجود , حق من جهة انه لاسبيل للبطلان اليه .
و در شرح معنى دوم حق ( و يقال حق للوجود الحاصل بالفعل ) گفته است : اى فى وقت من الاوقات سواء تحقق حصوله كقولنا الجنة حق و النار حق او سيتحقق كقولنا القيمة حق و الحساب حق .
شنب غازانى بالفعل را باصطلاح منطقى كه مطلقه عامه است دانسته است كه آنرا به وقتى از اوقات شرح كرده است .
راقم گويد : در صورت صحت اين نسخه , سزاوار است كه بالفعل در اين مقام تفسير شود بأنه فى مقابل ما يكون الوجود فيه بالقوة . يعنى بالفعل مقابل آنى باشد كه وجود در او بالقوه است كه اين وجود الان و فى الحال حق است و تحقق يافته و به ثبوت رسيده است .
شنب غازانى در شرح عبارات بعد گفته است :
و يقال حق للموجود الذى لاسبيل للبطلان اليه , و هو ما يكون