نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٤٠٥ - در بيان حقيقت ملك , و تمثل او براى انسان , و در بيان وحى است
قلم و لوح و كتاب , قضا و قدر , آسمان و زمين , طبقات ملائكه
بيان : در شرح اين فص بايد از قلم و لوح و كتاب و قضا و قدر و آسمان و زمين و ملائكه در آسمان و ملائكه در زمين يعنى طبقات و مراتب ملائكه و در انزال و تنزيل سخن گفت پس گوييم :
در چند فص پيش بخصوص در فص پنجاه و هفتم دانسته شد كه ملائكه موجودات امرى الوجودند كه مجرد از علائق ماده و منزه از اوصاف جسم و جسمانيات اند و لذا آنها را مفارقات گويند يعنى مفارق از احياز و اوضاع و جهات و ابعاد و ازمنه و اوقات و حدود و امتدادتند كه اينهمه اوصاف جسم و جسمانياتند و ماده و ماديات بدانها وابسته اند فارابى در اينجا فرمايد كه قلم و لوح نيز دو ملك روحانى اند پس لوح و قلم از موجودات عالم امرند مرتبه اى از آن كه حائز امر واحد حق و حكم كلى است قلم است كه قضا از آنجا منبعث مى گردد و مرتبه اى ديگر كه پس از رتبه قلم است و قضا در آنجا تفصيل مى يابد قدر است كه از آن تعبير به تقدير كرده است همچنانكه لوح و قلم آلت جمادى نيستند معنى كتاب و كتابت نيز نقش حروف بر صفحه لوح سطحى چون كاغذ و چوب و امثال آنها نيست بلكه مراد آن تصوير حقائق وجوديه است از ملك قلم به ملك لوح .
در چند جاى اين كتاب متعرض شده ايم كه آنچه در سراى طبيعتند مطلقا از لفظ گرفته تا عين همگى اظلال و اصنام ماوراى طبيعتند بنابراين الفاظى كه در اين نشأه بكار ميبريم و از آنها معانى بخصوصى اراده ميكنيم , معانى اين الفاظ نمودارى و سايه و نشانه اى از معانى حقيقى و اصلى ماوراى طبيعت اند كه معانى از چندين عالم تنزل كرده است و در هر عالمى بلباسى خود را نشان ميدهد و در عالم ماده عنصرى كه رسيده اند در اين لباسهاى مخصوص مادى