نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٧٤ - در مقام دهشت عارف سالك , و در صدور خلق اول و بيان لوح و قلم است
در اين مقام راه ندارد زيرا قرب و بعد از مفاهيم نسبى و اضافى اند و سخن قرب براى تقريب است و در اين وقت بسر كريمه و اذا سئلك عبادى غنى فانى قريب مى رسد . سبحان الله با اينهمه قرب , چه قدر از او دوريم و او چه قدر از ما دور است در عبارت دعا است كه يا بعيدا فى دنوه .
من چگونه هوش دارم پيش و پس *** چون نباشد نور يارم پيش و پس
نور او در يمن و يسر و تحت و فوق *** بر سر و بر گردنم افكند طوق
عشق خواهد كاين سخن بيرون بود *** آينه غماز نبود چون بود
آينه ات دانى چرا غماز نيست *** زانكه زنگار از رخش ممتاز نيست
آينه كز زنگ آلايش جدا است *** پر شعاع نور خورشيد خدا است
رو تو زنگار از رخ او پاك كن *** بعد از آن آن نور را ادراك كن
و چون بارى تعالى واحد من جميع الجهات است و بهيچ نحو تكثر و اجزاء ندارد چه اجزاى خارجى و چه ذهنى و چه مقدارى چنانكه در فصوص سابقه دانستى لذا از چنين واحد جز مخلوق واحد صادر نميشود .
و آنكه مدعى صدور كثرت است حق تعالى را واحد من جميع الجهات ندانسته و نشناخته است چه در صورت صدور كثرت گوييم خصوصيتى كه بين علت و اين معلول است ناچار غير از خصوصيت بين اين علت با معلول ديگر است پس لازم آيد كه در علت دو خصوصيت