نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥٦٢ - در حد حد است
رو مجرد شو مجرد را ببين *** ديدن هر چيز را شرط است اين
صاحب شوارق در شرح قول خواجه در تجريد كه فرمود : وهى يعنى الوحدة و الكثرة عند العقل والخيال يستويان فى كون كل منهما أعرف بالاقتسام گويد : اى الوحدة اعرف عند العقل من الكثرة و الكثرة اعرف عند الخيال من الوحدة و هذا هو المراد من الاتقاسم و معنى العبارة ان الوحدة و الكثرة يقتسمان بالسوية للاعرفية عندالعقل و الخيال فتأخذ الوحدة للاعرفية عند العقل و تأخذ الكثرة للاعرفية عند الخيال .
و وجه ديگر در تقديم اعم بر اخص اين است كه هر اخصى اعم را در بر دارد و مستلزم آن است بدون عكس مثلا نامى جسم مطلق را در بر دارد بدون عكس و انسان حيوان را در بر دارد بدون عكس لذا در تنظيم اجزاى حد اگر اعم پس از اخص قرار گيرد خالى از شائبه تكرار نيست بدون عكس .
در بيان انواع چهار گانه تعريف در كتب منطقى رائج گفته اند كه حد تام آنست كه تأليفش از جنس قريب و فصل قريب بوده باشد چنانكه حيوان ناطق در تعريف انسان .
حد ناقص آنست كه يا از فصل قريب تنها باشد چنانكه در تعريف انسان گويى ضاحك است و يا تأليفش از خاصه با جنس بعيد باشد چنانكه در تعريف انسان گويى جسم ناطق است و يا اينكه گويى جوهر ناطق است .
و رسم تام آنست كه تأليفش از جنس قريب و خاصه باشد چنانكه در تعريف انسان گويى حيوان ضاحك است .
و رسم ناقص آنست كه يا از خاصه تنها باشد چنانكه در تعريف انسان گويى ضاحك است و يا تأليفش از خاصه با جنس بعيد باشد چنانكه در تعريف انسان گويى جسم ضاحك است و يا اينكه گويى