نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٥٠٣ - در اين كه وجودى اكمل از وجود واجب نيست كه در نتيجه از شدت ظهور خفى است
به مقام عقل بالفعل و عقل مستفاد رسيد و با عقل بسيط پيوست و اتحاد وجودى با وى يافت كه منتهاى سفر و غايت آمال اولوا الالباب است , به اسماء و صفات حسناى الهى متصف مى شود يعنى به سعادت خود نائل مى آيد و آثار وجودى وى قوى مى گردد و يكى از مظاهر عظام الهى قرار مى گيرد و صاحب ولايت تكوينى مى شود كه از اين حالت نفسانى تعبير به قرب مى شود . و اين تجلى خاص است كه بعد از رياضت حاصل مى شود و از آن تعبير به نفس رحيمى مى كنند فافهم .
قرب را در جاتست , و آخر درجات سلوك الى الحق گاهى تعبير به وصول و اتصال و لقاء الله مى شود , و پس از آن درجات سلوك در حق است كه منتهى به محو و فناى در توحيد مى شود و الذين اوتوا العلم درجات .
فارابى در اين فص ابتداء به لفظ قرب تعبير كرده است و پس از آن قرب را بصورت اتصال در آورده است .
و شيخ رئيس نيز در فصل هفدهم نمط نهم اشارات كه در مقامات عارفين است تعبير به وصول كرده است : ثم انه ليغيب عن نفسه فيلحظ جناب القدس فقط و ان لحظ نفسه فمن حيث هى لاحظة لامن حيث هى بزينتها و هناك يحق الوصول .
صدرالمتالهين در آخر فصل سوم مرحله پنجم اسفار فرمايد ( ص ١٣٣ج ١ ) و ما نسب الى بعض الاقدمين من اتحاد النفس حين استكمالها بالعقل الفعال و كذا ما نقل عن الصوفية من اتصال العارف بالحق فيعنى به حالة تليق بالمفارقات لا ان هناك اتصالا جرميا و امتزاجا و لا بطلان احدى الهويتين بل على الوجه الذين ستعرف فى هذا الكتاب فى موضع يليق بيانه . و آن موضع كه بيان كرده است در مرحله دهم اسفار است كه راجع به اتحاد عاقل بمعقول و اتحاد نفس به عقل بسيط سخن گفته است .
در قرآن كريم از قرب تعبير بلفظ اتصال نشده است ولى در روايات آمده است مثلا در كافى از امام صادق عليه السلام روايت شده