نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٣٥٣ - در اين كه ذات احديت را به صفاتش ادراك توان كرد
امام صادق عليه السلام فرمود : لاتدخل الاشياء فيه لانه واحد واحدى الذات واحدى المعنى الخ ( حديث ششم باب الارادة از كافى )
كل مسمى بالوحدة غيره قليل
و يكى از لطائف كلام اميرالمؤمنين عليه السلام در اين مقام اين است كه در خطبه ٦٣ نهج البلاغة فرموده است : كل مسمى بالواحدة غيره قليل . از آنكه فرمود( كل مسمى بالواحدة) استفاده ميشود كه اطلاق واحديت بر حق تعالى و بر غير او فقط باشتراك لفظى است . و آنكه فرمود قليل است دلالت دارد بر اينكه وحدت عددى بمعنى مبدأ كثرت نيست كه نسبت بمافوق خود قليل است چه حق تعالى منزه از اين وحدت است كه مستلزم نقص است اگر چه اذهان عوام كه اكثرى مردم اند از اين حد تجاوز نميكند تعالى الله عما يصفه الجاهلون علوا كبيرا . و همچنين دلالت دارد بر اينكه وحدت بمعنى دوم در كلام اميرالمؤمنين عليه السلام در روايت قبل نيست .
و يكى ديگر از معانى بسيار بلند كه از اين عبارت وجيز استفاده ميتوان كرد اينكه : ما سوى الله كه در حقيقت تطورات و شئونات و تجليات ذات الهى اند و به بعضى از لحاظ و اعتبار آنها را ما سوى ميگوئيم , چون ممكنند و هر ممكن محدود و متناهى است پس هر مسمى به وحدت جز حق تعالى قليل است ولكن حق تعالى واحدى است كه وحدت او عين كثرت و كثرت او عين وحدت است و هيچ حقيقتى از حيطه وحدت او بدر نيست و هيچ واحدى به پايه كثرت او نيست و همه وحدات وجوديه روابط محضه آن وحدتند و آن وحدت حقه حقيقيه است كه اسماء مستأثره الهى است و گاهى از آن تعبير بوحدت جمعيه مى كنند و آن كثرت را كثرت نوريه گويند و درباره اين كثرت گفته اند كه كلما كانت أوفر كانت فى الوحدة أوغر بقول جناب لسان الغيب :
زلف آشفته او موجب جمعيت ما است *** چون چنين است پس آشفته ترش بايد كرد