نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٣٠٠ - در اين كه روح انسانى مدرك معانى صرف , و قابل اعتلاى به ملكوت اعلى , و ارتقاى به لذت عليا است
يك گهر بوديم همچون آفتاب *** بى گره بوديم و صافى همچو آب
چون بصورت آمد آن نور سره *** شد عدد چون سايه هاى كنگره
كنگره ويران كنيد از منجنيق *** تا رود فرق از ميان اين فريق
آن قوه كه عقل نظرى است بايينه تشبيه شده است كه بتعبير ميرسيد شريف در اول رساله كبرى منطق : بدانكه آدمى را قوتى است دراكه كه منتقش گردد در وى صور اشياء چنانچه در آينه لكن در آينه حاصل نميشود مگر صور محسوسات و در قوه مدركه انسانى حاصل شود صور محسوسات و معقولات . و بدان كه آئينه هر چه بزرگتر مى شود و وسعت بهم مى رساند , صورتها بهتر و بيشتر در او منعكس مى گردند فافهم و تبصر .
نكته اى بسيار قابل توجه و عنايت اينكه عقل نظرى به صقال آيينه روح انسانى تعبير شده است چه جان آدمى بفرا گرفتن معارف و حقائق مجرده جلا و صفا مى يابد و چون انوار علوم بر آن بتابد زنگ جهل را از آن ميزدايد و چشم جهان را بنور علم روشن ميگرداند و در مباحث گذشته دانستى كه علم چشم جان ميشود و معقول عين عاقل ميگردد .
ثقة الاسلام كلينى در كتاب فضل علم اصول كافى روايت كرده است كه : قال رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم تذكروا و تلاقوا و تحدثوا فان الحديث جلاء للقلوب ان القلوب لترين كما يرين السيف و جلاؤها الحديث ( ص ٣٢ج ١ كافى معرب ) .
و ديگر اينكه مانع از عروج و توجه روح انسانى را بملكوت اعلى و انتقاش و نيل او را بمعقولات كه فيوضات الهيه است بدو چيز گفته است : يكى بزنگ گرفتن , و ديگر شغل و نظرش بامور حيوانى