نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٢٦٣ - در تعريف قواى خمس باطن است
از حس زائل مى شوند و در اين قوه باقى اند .
و ديگر از قوى قوه اى بنام و هم كه از محسوس ادراك مى كند آنچه را كه به حس احساس نميشود مثل قوه اى كه در گوسفند است كه چون صورت گرگ در حاسه وى پيدا شد دشمنى و بدى گرگ در وى پديد ميايد كه حاسه آنرا ادراك نميكرد .
و ديگر از آن قوى قوه اى به نام حافظه است كه خزانه و هم است چنانكه مصوره خزانه حس .
و ديگر از آن قوى قوه اى به نام مفكره است و آن قوه اى است كه بر ودائع دو خزانه مصوره و حافظه مسلط است كه بعضى از آنها را با بعضى مى آميزد , و بعضى را از بعضى جدا مى كند . و آنگاه كه روح و عقل انسان آنرا بكار ميدارد مفكره اش خوانند , و چون و هم آنرا بكار داشت متخيله اش نامند .
بيان : اين فص در تعريف قواى خمس باطن , و نحوه ادراك آنهاست . مشاعر ظاهر و قواى باطن همگى فروع يك حقيقت و شاخه هاى يك شجره طيبه بنام روح انسانى است كه اصلها ثابت و فرعها فى السماء تؤتى أكلها كل حين باذن ربها , و همه آنها آلات شكار روح اند كه بوسيله اين كمندها و دامها طيور علوم و معارف را كه اولى اجنحة مثنى و ثلاث و رباع هستند اصطياد ميكند و بدين صيدها نيرو ميگيرد و پرورش مى يابد و جوهر ذاتش را تكميل مى كند چه حقيقت و عصاره مدرك يعنى لب و خلاصه آن غذاى جان ميشود تا كم كم از حضيض عقل هيولانى به اوج عزت عقل بالفعل ميرسد , قوله عزمن قائل : و الله أخرجكم من بطون امهاتكم لاتعلمون شيئا و جعل لكم السمع والابصار والافئدة لعلكم تشكرون ( سوره نحل آيه ٧٩ ) .
اين فص و چند فص بعد از آن درباره قواى باطنه است و بقول عارف رومى در اول دفتر دوم مثنوى
پنج حسى هست جز اين پنج حس *** آن چو زر سرخ و اين حسها چومس