نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٢٥٧ - در تعريف لمس و قوه لامسه , و شم و ذوق است
فص ٤٦
اللمس قوة فى عضو معتدل يحس بما يحدث فيه من استحالة بسبب تلاق مؤثر . و كذلك حال الشم و الذوق .
ترجمه : لامسه قوه اى در عضو معتدل است كه بدانچه در او از استحاله بسبب تلاقى مؤثر حادث شده است احساس مى كند , و همچنين است حال شم و ذوق .
بيان : نسخه اى بسبب ملاق مؤثر است . من بيان ما است . استحاله عضو بدين است كه كيفيتى كه در ملموس است بواسطه تلاقى مؤثر ملموس با عضو , در عضو حادث مى شود . و قوه لمس بدين استحاله احساس مى كند . پس به عبارت ديگر : قوه لمس باستحاله عضو كه آن حدوث كيفيت ملموس در عضو بواسطه تلاقى مؤثر ملموس با عضو است احساس مى كند .
قوه لامسه در تمام اندام با اختلاف در شدت و ضعف سريان دارد . و آن طليعه بدن است , طليعه ديده بان است يعنى قوه لامسه از براى نفس ديده بان است كه بواسطه او از گرما و سرماى مفرط احتراز مى كند .
توضيحا گوييم : قوه لامسه كه آن را به پارسى پرواس گويند , قوه اى است كه در همه بدن منبث است چنانكه هيچ جاى بدن خالى از او نيست , كه حرارت و برودت و رطوبت و يبوست و خفت و ثقل و ملاست و خشونت و مانند آنها را كه عضو لامس هنگام مماسه از آنها