نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ٢٢٨ - در بيان عمل خاص انسانى است
فرمود انسان كسى است كه نيكويى را اختيار مى كند , و آنچه كه بحال او در سراى جاويد نافع است انتخاب مى كند , و از رو آوردن فاقه سفه بر عدل جلوگيرى ميكند . و عقلى كه از تجارب مستفاد است و از آميزش با بنى نوع بشر تحصيل ميگردد آدمى را به عمل انسانى رهبرى ميكند . و آنكه خواهد باداب انسانى متأدب شود عمل انسانى را پيروى ميكند .
به بيان روشنتر انسان كسى است كه بنور عقل خويش آنچه را كه موجب زينت و جمال جانش شود , و او را قرب عبودى كه غايت سعادت دارين او است دهد , بر مى گزيند . و ملكات فاضله را كه با جان او سرشته ميشود و براى ابد با او است انتخاب مى كند , و از مسير عدل كه وسط افراط وتفريط و صراط مستقيم به وصول صفات كماليه انسانيه است منحرف نميگردد . و به پيروى سفه و نادانى كه موجب ظلم به نفس و ديگران است از عدل كه طريق انسانهاى كامل يعنى سفراى الهى است سرباز نميزند . و عقل آزموده و معاشر با بنى نوع انسانى آدمى را باختيار كردن عمل انسانى هدايت ميكند و آنكه بهوش فطرى و عقل اصيل خود نقص خويش را ادراك كرد و طالب كمال و سعادت ابدى خود گرديد قلاده تقليد انسان چنانى را بر گردنش مى نهد و به پيروى از او خويشتن را از سفه افراط و تفريط مى رهاند و به مسير مستقيم عدل كه وصول به نعمت لقاء الله است متنعم ميشود .
سه مطلب اساس سعادت انسان
و باز تفصيلا گوئيم كه اين فص در سه مطلب مهم كه اساس سعادت فرد انسان و جامعه انسانى است بحث مى كند : يكى اينكه عمل انسانى اختيار كردن جميل و نافع در مقصد ابدى و منع فاقه سفه بر عدل است .
دوم اينكه عقل مستفاد از تجارب و معاشرت با بنى نوع انسان هادى آدمى به عمل انسانى است .