نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ١٦١ - در بيان احوال عارف به مقام شهود حق رسيده , مى باشد
طالبان را صبر مى بايد بسى *** طالب صابر نه افتد هر كسى
تا طلب در اندرون نايد پديد *** مشك در نافه ز خون نايد پديد
از درونى چون طلب بيرون رود *** گر همه گردون بود در خون رود
هر كه را نبود طلب مردار او است *** زنده نيست او صورت ديوار اوست
هر كه را نبود طلب مرد آن بود *** حاش لله صورتى بى جان بود
گر بدست آيد ترا گنجى گهر *** در طلب بايد كه باشى گرم تر
آنك از گنج گهر خرسند شد *** هم بدان گنج گهر در بند شد
هرك او در ره بچيزى بازماند *** شد بتش آن چيز كوبت بازماند
عاشقى كار شير مردان است
مخفى نيست كه اين فريق از روى عجز ترك گفته و در ملازمت و دوام حضور و ملاقات كوتاه آمده ديگرند و نفوس ضعيفه اى كه بمشتكى اصطلاحات و بمفاهيم ظاهر پاره اى عبارات دل خوش كرده اند ديگر . چه آنان آداب دانان و سوخته جان و روانانند و اين نفوس معطله در سجين سافلين جهل نه تنها از شهود شروق شمس حقيقت و از فروغ نور الله نور السموات والارض كه كملين را است محرومند بلكه از مقام قدس انسانى فاصله گرفته و بحيوة فانيه عاريه دنيا سرگرم شده از مصاديق آيه كريمه ان الذين لايرجون لقاء نا و رضوا بالحيوة