نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ١٥٠ - فص عشق است كه شمسيه عقد فصوص است
است كه اشد الاشياء كمالا است , به اين معنى كه آن ذات وجود بحت و كمال و جمال مطلق و خير محض و حسن و بهاى صرف است , و جميع صفات كماليه عين ذات اوست , و از شوائب نقص و طبيعت امكان و عدم كه منبع شرورند مبرى است , و عشق هم نهايت حب است و حب هم بواسطه ادراك لذائذ و كمالاتست , و چنان كه در فصوص گذشته دانسته شد ذات حق سبحانه حاضر و شاهد بر ذات خود است , و مدرك كه حق است اتم مدرك و فوق تمام است , و مدرك نيز عين همان مدرك منبع جميع كمالاتست , پس در آن ذات مستجمع جميع صفات كماليه صورت و حقيقت عشق بنحو اتم واكمل متحقق است و عاشق عين معشوق است پس او عشق و عاشق و معشوق و اجل مبتهج بذاتش است .
در الهى نامه اين كمترين آمده است كه : الهى حسن بقدرسم الخياط يك روز نه به حسن مطلق راه يافت اين همه لذت و ابتهاج دارد , آنان كه برايشان هزار باب و از هر بابى هزار باب ديگر گشوده شد چون خواهند بود و تو خود چونى ؟ ! ( ص ٦٨ ط ١ ) .
دانستى كه عشق افراط محبت است , بتازى گياه پيچك را عشقه گويند كه از عشق مشتق است . ديدى كه چگونه پيچك بر درخت مى پيچد و با او معانقه مى كند , و نيز گياه عشق را ديدى كه چگونه با يكديگر ناظرند و چشم دوخته اند , عاشق صادق با معشوق خود اينچنين است تو در عشق با عبادت چگونى و در عشق با معبود چونى .
باب العبادة من اصول الكافى باسناده عن عمرو بن جميع عن أبى عبدالله عليه السلام قال قال رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم : افضل الناس من عشق العبادة فعانقها و احبها بقلبه و باشرها بجسده و تفرغ لها فهو لايبالى على ما اصبح من الدنيا على عسر أم على يسر . ( ج ٢ ص ٦٨ معرب ) .
و در روايات ديگر هم در اين موضوع شريف در رساله انه الحق ( ص ٣٠٤ و ٣٠٥ يازده رساله ط ١ ) و به خصوص در نكته ٧١٧ هزار و يك نكته چهل حديث از غرر احاديث عرفانى به عنوان خزانه