نصوص الحکم برفصوص الحکم - حسن زاده الآملي، الشيخ حسن - الصفحة ١٠
آملى معروف به حسن زاده آملى بسلك تحرير در آمد , و آن را نصوص الحكم بر فصوص الحكم ناميده است .
مرجو از فياض على الاطلاق اين كه سالكان قاف قلب و قلم را آيتى بسند بود و بر شاهق طود معرفت رايتى بلند .
به اسم آلهى قلم زد رقم *** نصوص حكم بر فصوص حكم
نصوص حكم را موازين قسط *** بيابى برايت نه بيش و نه كم
موازين قسطى كه صد بار به *** ز مرآت اسكندر و جام جم
مر اين مخزن معرفت را قياس *** نشايد به دينار كرد و درم
چه زيبد به نزديك آب حيات *** جماد ارچه باشد چو زيبا صنم
مبانى آن امهات و اصول *** معاتى آن زاد راه اهم
گرانمايه عمرم بسى روز و شب *** بفكرت بشد تا كه شد منتظم
فروزد چو يك گوهر شب چراغ *** چو پيش آيدت مشكلات بهم
شناسى كه ناظر بود اندر او *** چه قرآن و عرفان و برهان بهم
مفسر بتفسير انفسى اند *** درارى آيات و اخبار هم
حسن را خداوند گار كريم *** چنو يادگارى نموده كرم
كه بر طاق ميناى گردان سپهر *** بپايد نمايد مقرنس علم
كه تا رهروان را بود رهنما *** بسر منزل بارگاه قدم
چه آن رهروى را كه باشد عرب *** چه آن رهروى را كه باشد عجم
به اسم خداوند در مفتتح *** به حمد خداوند در مختتم
چنانكه در آغاز برخى از نوشته هايم گفته ام , ساليانى شيوه نگارنده اين بود كه هرگاه به حوزه علميه تهران و قم تعطيلى روى مى آورد , به شهر خويش آمل روى آورده چند حلقه درس و بحث در آنجا دائر مى كرد , بر اين عقيدت كه محقق را تأليفى گرانقدرتر از تصنيف كتاب انفسى نيست كه نفوس مستعده را احياء كند و از قوه به فعليت رساند ,