روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤ - ترجمه
-عليه السّلام-نوشت:من مسيلمة رسول اللّه الى محمّد رسول اللّه،بر دست دو مرد از [١]يمامه:نام يكى رجال بن نهثل،نام ديگرى محكم [٢]،و ايشان از اشراف اهل يمامه بودند،نامه بدادند.رسول-عليه السّلام-ايشان را گفت:شما به مسيلمه ايمان دارى؟گفتند:آرى.
رسول-عليه السّلام-گفت:اگر نه آنستى [٣]كه عادت نرفته است به كشتن رسول،من شما را گردن بفرمودمى زدن.آنگه بفرمود تا جواب نامه بنوشتند:من محمّد رسول اللّه الى مسيلمة الكذاب امّا بعد: إِنَّ الْأَرْضَ لِلّٰهِ يُورِثُهٰا مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ وَ الْعٰاقِبَةُ لِلْمُتَّقِينَ. [٤]و پس از آن به مدّتى نزديك رسول-عليه السّلام-بيمار شد و با جوار رحمت خداى رفت و كار مسيلمة قوى شد در عهد ابو بكر،او [٥]خالد وليد را بفرستاد با لشكرى تا او را مقهور كردند و او بر دست وحشى غلام مطعم بن عدىّ كشته شد،كه قاتل حمزة بن عبد المطّلب بود و پس ازآنكه كارزارى عظيم برفت.
و وحشى گفت:دو كس بر دست من كشته شدند،يكى بهترين مردمان در جاهليّت من كه من كافر بودم و آن حمزۀ عبد المطّلب بود،و يكى مسيلمۀ كذّاب و او شرّ الناس بود در اسلام.
فرقۀ سيم [٦]از بنو اسد بودند و رئيس ايشان طلحة بن خويلد بود،و او نيز چون مرتد شد دعوى نبوّت [٧]كرد و آخر اين سه قوم اينان بودند.
ابو بكر [٨]خالد بن وليد [٩]را بفرستاد با لشكرى بسيار و كارزارى كردند [١٠]و قومى كشته شدند و طلحه [١١]بگريخت و به شام شد به حمايت بنى حفنه [١٢]،ايشان او را با پناه گرفتند.اهل سير [١٣]گفتند:پس [١٤]از آن[اسلام آورد [١٥]][٢-ر]و حسن اسلامه.
[١] .مج،مت،وز،لت،مر+اهل.
[٢] .مج،مت،وز،لت،مر:محكم بن طفيل.
[٣] .بم:ندانستى.
[٤] .سورۀ اعراف(٧)آيۀ ١٢٨.
[٥] .مج،مت،وز،لت،مر:خالد بن الوليد،مر:خالد بن وليد.
[٦] .مج،مت،وز،آف،مر:سيوم.
[٧] .مر:پيغمبرى.
[٨] .اساس+رضى اللّه عنه.
[٩] .آج،لب:خالد وليد.
[١٠] .مج،وز،مت،لت،مر:كارزار كردند.
[١١] .مج،وز،لت،مت،مر:طليحه.
[١٢] .بم،آف:بنى حقيقه،لت،آن:بنو جفنه.
[١٣] .مج،وز،مت:شن.
[١٤] .آف:بعد.
[١٥] .اساس ندارد،با توجّه به مج افزوده شد.