روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٢٢ - ترجمه
بىآنكه در دل دارند و عزم نيّت كرده باشند [١]و اين قول بيشتر مفسّران [٢]است.
و روايت كردند [٣]از باقر و صادق-عليهما السّلام-و حسن بصرى گفت و ابو مالك كه:سوگند لغو آن باشد كه خداوندش چنان گمان برد كه آن صواب است و راست است.و در سوگند لغو كفّارت واجب نباشد به نزديك ما،و بيشتر فقها و مفسّران،و ابراهيم نخعى گفت:كفّارت واجب بود در او.و اصل«لغو»در لغت كلامى باشد [٤]كه در او فايدهاى نبود،يقال:لغا في كلامه لغوا و الغيت الشّىء اذا اهملته و الالغاء نقيض الإعمال،و لغو گويند[٣١-ر]آن را كه در شمار نبود،قال الشّاعر: [٥]
او مائة يجعل اولادها
لغوا و عرض المائة الجلمد
يعني لا يعتدّ اولادها فى الدّية و لا يعتدّ [٦]بها لصغر سنّها. وَ لٰكِنْ يُؤٰاخِذُكُمْ بِمٰا عَقَّدْتُمُ الْأَيْمٰانَ ،و لكن شما را به آن گيرد كه سوگند بندى به عقد دل بر او به نيّت.ابن عامر خواند:«عاقدتم»بالالف،و معنى هم آن باشد كه عَقَّدْتُمُ بتشديد،براى آنكه فاعل و فعّل به يك معنى آمد [٧]في قولهم:ضاعف و ضعّف و باعد و بعّد،و در قرآن هر دو خواندند في قوله: رَبَّنٰا بٰاعِدْ بَيْنَ أَسْفٰارِنٰا [٨]،و بعّد.و حمزه و كسايى و ابو بكر عن عاصم خواندند [٩]:عقدتم،بتخفيف«قاف»من العقد و هذا على وجهه و ظاهره،مراد عقد دل باشد نيّت [١٠]بر سوگند،و باقى قرّا خواندند: عَقَّدْتُمُ بتشديد قاف من التّعقيد،و جماعتى مفسّران از اين قرائت امتناع كردند چون طبرى و ابو عبيده [١١]و جز ايشان گفتند:براى آنكه تفعيل تكثير فعل باشد،و بر اين قاعده لازم آيد كه آنكس كه او يكبار سوگند خورد او را كفّارت لازم نبود تا مكرّر نكند چند بارها،و اين خلاف اجماع است و اين خطاست براى آنكه تفعيل را مراد به او نه تكرار است اين جا انّما
[١] .اساس:باشد،با توجه به آج تصحيح شد.
[٢] .مج،مت،وز+آن.
[٣] .آج،لب،لت:روايت كردهاند.
[٤] .آج،لب:بود.
[٥] .مج،مت،وز+شعر.
[٦] .مج:و لا تعتدّ.
[٧] .مر:اند.
[٨] .سوره سبا(٣٤)آيه ١٩.
[٩] .مج،مت،وز،لت،مر:خواند.
[١٠] .مج،مت،وز،آج،لب،لت،مر:بنيته.
[١١] .مج،مت،وز،لت:ابو عبيد.