روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٦ - ترجمه
تو قبول كردى؟گفت:قبول كردم و راضى شدم.
آنگه مأمون بفرمود تا مردم [١]بر [٢]مراتب خود بنشستند خواصّ و عوامّ كه نگاه كرديم آوازى برآمد كه آواز ملاّحان را مانست،بنگريديم خادمان بودند كه كشتى از سيم پيراسته پر از غاليه كرده مىكشيدند به رسنها و طنابهاى ابرشمين [٣]و از آن غاليه محاسن حاضران مطيّب كردند،آنگه به سراى عوام بردند[و] [٤]عوام [٥]را نيز از آن نصيب كردند و بفرمود تا به هر دو سراى خان [٦]نهادند و خواص و عوام نان بخوردند و بفرمود تا هر گروهى و هر جماعتى را بر قدر مرتبه خود عطا و صله دادند و خلعت پوشيدند [٧].
چون زحمت پراكند شد و جمعيّت خفيفتر شد و خواص ماندند،مأمون گفت:
يا ابن رسول اللّه!اگر بينى [٨]آن مسائل فقهى را بيان كنى تا ما را فايدهاى باشد.
گفت:[آرى.آنگه گفت:] [٩]محرم چون [١٠]صيدى بكشد در حل و صيد از ذوات الطّير [١١]باشد و از مرغان بزرگ بود بر او گوسپندى [١٢]باشد [١٣]اگر در حرم كشد بر او جزا و قيمت باشد مضاعف،و اگر مرغ بچه باشد بر او برّه باشد و اگر در حرم كشد بر او جزا و قيمت باشد و اگر صيد از وحش باشد اگر خر كوهى بود بر او گاوى باشد و اگر شتر مرغ بود بر او شترى بود،و اگر آهو بود [١٤]بر او گوسپندى [١٥]باشد و اگر از اين چيزها [١٦]در حرم كشد [١٧]جزا مضاعف شود بر او،يعنى جزا و قيمت،و چون احرام به حج گرفته
[١] .لت:مردمان.
[٢] .آج،لب:به،لت:در.
[٣] .مج،مت،وز:ابريشم.
[٤] .اساس:ندارد،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٥] .مج،مت،وز،لت،مر+را.
[٦] .مج،مت،وز،آف،لت،مر:خوان،آج،لب،آن:خانها.
[٧] .لت،مر:پوشانيدند.
[٨] .مج،مت،وز،لت،مر:رايت باشد كه.
[٩] .اساس،بم،آف،آن،ندارد،با توجه به مج افزوده شد.
[١٠] .آج،لب:چون محرم.
[١١] .وز:دواب الطّير.
[١٥] [١٢] .آج،لب،بم،آف،آن،مر:گوسفندى.
[١٣] .آج،لب،آف،آن+و.
[١٤] .مج،مت،وز،لت،مر:آهوى باشد.
[١٦] .وز،لت،مر+چيزى.
[١٧] .مج،مت،وز،لت:بكشد.