روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٤١ - ترجمه
خطا باشد يا [١]مستقيم نبود،بل اين معنى در باب عطف معتبر نيست كه عطف لازم بر متعدّى و متعدّى بر لازم مىكنند،دگر آنكه احسان هم لازم باشد و هم متعدّى، نبينى آن را كه او فعلى [٢]لازم بكند نكو باشد كه او را گويند احسنت و اجملت اى اتيت بهذا الفعل حسنا جميلا و وجهى دگر در حسن تكرار آن است كه روا بود كه مراد به اتّقاء اوّل اتّقاء باشد از معاصى كه در گذشتۀ روزگار كرده باشند.نبينى كه قولى آن است كه سبب نزول آيت حديث گذشتگان بود كه خمر خورده بودند پيش تحريم او و به دوم،مراد اتّقاء معاصى باشد در حال و به سهام [٣]مراد استقبال باشد.
و وجهى دگر آن است كه:روا بود كه مراد به اتّقاء اوّل اتّقاء مقبّحات عقلى باشد و به دوم اتّقاء مقبّحات شرعى و به سهام [٤]اتّقاء مقبّحات متعدّى از عقلى و شرعى.
اگر گويند:چه فايده [٥]است در اشتراط نفى جناح در آنچه ايشان خوردند به ايمان و عمل صالح چون مراد به اتّقاء اجتناب قبايح باشد و مكلّف اجتناب كند بر او حرج و جناح نباشد سواء اگر مؤمن بود و اگر كافر پس چنان مىنمايد كه اين شرط لغو است؟گوييم،از اين دو جواب است:يكى آنكه در كلام اضمار چيزى كنند كه در ظاهر نيست،و گويند تقدير آن است كه: لَيْسَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ جُنٰاحٌ فِيمٰا طَعِمُوا و في غيره إِذٰا مَا اتَّقَوْا وَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّٰالِحٰاتِ ، يا [٦]معنى[٣٥-پ]آيت آن بود كه هركس كه مؤمن باشد و عمل صالح كند بر او حرجى و جناحى نباشد در آنچه خورد و جز آن يا نفى جناح عام باشد بر جمله،چه اگر اين تقدير [٧]نكنند روا بود كه از اين وجه بر او جناح نباشد از وجهى دگر بر او جناح باشد از اخلال واجبى و تضييع فرضى.و وجه دوم آن بود كه اتّقاء و ايمان و عمل صالح[اگرچه شرط است به ظاهر گوييم نه شرط حقيقى است و لكن عطف كرد آن را بر شرط با حكم او اعنى ايمان و عمل صالح] [٨]در باب وجوب و لزوم و
[١] .بم،آف،تا.
[٢] .مج،مت:فعل.
[٤] [٣] .بم،آن:سيم:آف:سيوم.
[٥] .مج،مت،وز:فايدت.
[٦] .مج،مت،وز:تا.
[٧] .مج،مت:تقرير.
[٨] .اساس:ندارد،با توجه به مج افزوده شد.