روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٩ - ترجمه
يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ،غرض ايشان و مراد ايشان خداست و ذات خدا،و وجه الشّيء ذاته و نفسه باشد،نظيره قوله: كُلُّ شَيْءٍ هٰالِكٌ إِلاّٰ وَجْهَهُ [١]،و قوله: كُلُّ مَنْ عَلَيْهٰا فٰانٍ وَ يَبْقىٰ وَجْهُ رَبِّكَ [٢]،أى يبقى هو جلّ جلاله و لا يفنى.
آنگه گفت:چرا برانى [٣]اينان را، مٰا عَلَيْكَ مِنْ حِسٰابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ ،از شمار ايشان [٤]بر تو چيزى نيست و از شمار تو بر ايشان،بل حساب هركس بر اوست نه بر ديگرى تا برانى ايشان را.و نصب«تطردهم»براى آن است كه جواب نفى است به «فا»،و«فا»در جواب شش چيز نصب كند [٥]به اضمار«أن»،و آن امر است و نهى و استفهام و عرض و جحد و تمنّي.
فَتَكُونَ مِنَ الظّٰالِمِينَ ،نصب است براى آنكه جواب نهى است من قوله:
وَ لاٰ تَطْرُدِ الَّذِينَ .
ابن عامر خواند:«بالغدوة»به«واو»،و جماعتى نحويان تضعيف قرائت او كردند و گفتند،سيبويه گفته است كه:«غدوه»و«بكره»دو اسم علم است اين وقت را ازآنجا«لام»تعريف در او نبردند،نگويند:أتيته بالغدوة و البكرة،كما يقال:أتيته بالغداة،و انّما يقال:غدوة و بكرة.و چون«لام»تعريف در اوست،غداة بايد خواند [٦]،براى آنكه چون علم باشد [٧]علم [٨]او را علامت تعريف بود به«لام» حاجت نباشد تا جمع نكرده باشد بين علامتى تعريف،و انّما در بعضى مصاحف «غداة» [٩]به«واو»نوشتند،كالصّلاة و الزّكاة.ابو القاسم بلخيّ گفت و ابو على فارسى از سيبويه،و ابو على گفت:وجه قرائت او آن است كه سيبويه گفت:خليل حكايت كرد از عرب كه:بعضى از ايشان گفتند«غدوه»و«بكره»بهمنزلۀ ضحوه است، يعنى علم نيست،و معتمد آن است كه اوّل گفتيم.
[١] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٨٨.
[٢] .سورۀ رحمان(٥٥)آيۀ ٢٧.
[٣] .آج،لب:گفت جواب.
[٤] .آج،لب+را.
[٥] .آج،لب مر:كنند.
[٦] .مج،وز،مت،لت،مر:خواندن.
[٧] .آج،لب:شد.
[٨] .مج،وز،مت،لت،مر:علمته،كه براساس مرجّح مىنمايد.
[٩] .آج:عذواة.