روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٩٠ - ترجمه
كه راجع باشد با قسم كه سوگند است يعنى ما اين سوگند به عوض آن چيزى اندك كه بر ما دعوى مىكنند نخواهيم كردن،و شايد [١]كه راجع باشد[٤٧-ر]با چيزى متعلّق به شهادت يعنى بتحريف شهادتنا عن وجهها،براى آن«به»،گفت:«بها» نگفت كه حذف مضافى تقدير كرد.
و قوله: لاٰ نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً ،در او دو وجه گفتند:يكى آنكه مراد به«اشتراء» معاوضه است براى آنكه در بيع و شرى به معنى معاوضه باشد،يعنى ما سوگند را و [٢]تحريف شهادت خود برابر متاع اندك ننهيم.و وجه ديگر آنكه مراد آن است كه:
لاٰ نَشْتَرِي بِهِ ثَمَناً ،أى ذا ثمن،براى آنكه بها نخرند،متاع [٣]به بها خرند،يعنى تحريم [٤]چيزى كه آن را بهاى اندك باشد،يعنى حطام دنيا و متاع او كه اندك است به سوگند به تحريم [٥]،و كذلك قوله: اِشْتَرَوْا بِآيٰاتِ اللّٰهِ ثَمَناً قَلِيلاً [٦]،اى ذا ثمن،أى متاعا ذا ثمن قليل،و اين وجهى غريب است و لطيف،در اين آيت و در هر آيت كه اين لفظ آيد در او.
وَ لَوْ كٰانَ ذٰا قُرْبىٰ ،و اگرچه مشهود له آن را كه براى او گواى [٧]مىدهيم خويشى نزديك باشد،و تخصيص«ذو القربى» [٨]،براى آن كرد كه ميل مردم به او باشد.
وَ لاٰ نَكْتُمُ شَهٰادَةَ اللّٰهِ ،و گواهى خدا پنهان بازنكنيم،و وجه اضافۀ شهادت با خداى تعالى ازآنجاست كه از فرمان اوست و نهاد شرع او،و شايد كه اضافه به معنى«لام»بود،أى شهادة للّه،و«لام»اختصاص را باشد و معنى راجع با آنكه اوّل گفتيم،و شعبي در شاذّ خواند: وَ لاٰ نَكْتُمُ شَهٰادَةَ ،بتنوين اللّه،به جرّ على تقدير و اللّه به حذف حرف قسم،و ما هيچ گواى [٩]پنهان باز نكنيم به حق خداى،و پس از اين در كلام محذوفى است و تقدير آن است كه:فانّا ان كتمناها،انا اذا اذا لمن الاثمين،چه اگر گواهى پنهان كنيم از جملۀ بزهكاران باشيم.و ابو جعفر خواند به
[١] .بم،آف،نشايد،آن:بنشايد.
[٢] .مج،وز،مت،لت:سوگند او.
[٣] .لت:متاعى.
[٤] .لت:نخريم.
[٥] .لت:بنخريم.
[٦] .سورۀ توبه(٩)آيۀ ٩.
[٩] [٧] .آج،لب،بم،آف،لت،مر:گواهى.
[٨] .مج،مر:ذا قربى.