روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٣٥ - ترجمه
دراز داديم كه شما را نداديم و قوّت اجسام كه شما را نيست و مدد اموال و فرزندان چندان كه شما را نيست چون قوم نوح و عاد و ثمود،يقال:مكّنته و مكّنت له وَ أَرْسَلْنَا السَّمٰاءَ عَلَيْهِمْ مِدْرٰاراً ،حقيقت آسمان اين است كه ما از بالاى خود مىبينيم آنگه بر مقاربت [١]ابر را سماء خوانند براى آنكه سموّى دارد يا براى آنكه به آسمان نزديك است،آنگه باران را براى آنكه از ابر باشد [٢]سما خوانند.و كلّ ما كان فوقك فاظلّك فهو سماءك و كلّ ما كان تحتك فاقلّك فهو ارضك،و اين معنى مستقصى برفته است.و«مدرار»مفعال باشد از در،و درّ مصدر درّ يدرّ درّا و درورا و الدّرّ اللّبن لأنّه يدرّ و فى الدّعاء درّ درّه أى كثر [٣]لبنه،آنگه مستعمل شد [٤]تا در همه چيزى [٥]استعمال مىكنند،و كذا قولهم:للّه درّه،اى للّه خيره،و اصله فى اللّبن حقتعالى بازگفت از نعمتها كه بر ايشان كرد و بارانها [٦]كه ايشان را داد و آنچه ثمرۀ باران باشد از خصب و سعه و نعمت و مفعال بناء مبالغه باشد كقولهم معطار و مذكار و مئناث [٧]و مؤنّث و مذكّر در او يكى باشد بىتاء تانيث وَ جَعَلْنَا الْأَنْهٰارَ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمْ ،و جويهاى روان ساختيم در زير آن يعنى در زير قصور و ذرو [٨]ايشان،آنگه به اينهمه نعمتها و تمكين و پايندگى كه ايشان را داديم. فَأَهْلَكْنٰاهُمْ بِذُنُوبِهِمْ ، ايشان را هلاك كرديم به گناهانى [٩]كه كردند و گروهى دگر را بيافريديم به بدل ايشان.و انشاء ابتداى كار باشد،يقال:انشأ فلان يفعل كذا،أى ابتدأ.و انشاء الشّعر ابتداءه،آغاز كردن شعر را و گفتن و انداختن آن را انشاء خوانند،و آنكس كه از خويشتن نامه نويسد بر طريقۀ مترسّلان او [١٠]را منشى خوانند.و«كم»در آيت استفهام است و محلّ او نصب است باهلكنا،براى آنكه او را صدر كلام باشد جز فعلى در او عمل نكند كه از پس او بود.
قوله: وَ لَوْ نَزَّلْنٰا عَلَيْكَ كِتٰاباً فِي قِرْطٰاسٍ ،اين جواب آنان است كه [١١]از جملۀ
[١] .مج،وز،مت،لت،شعرانى ج ٤ ص ٣٨٩:مقارنه.
[٢] .مج،وز،مت،مل،آف،لت،مر+آن را.
[٣] .آج،لب:كثير.
[٤] .مج،وز،مت:باشد.
[٥] .وز:خيرى.
[٦] .آف:باران را.
[٧] .همه نسخه بدلها:ميناث.
[٨] .مج،وز،مت،مل،مر:دو ور.
[٩] .آج،لب:گناهان.
[١٠] .لت:آن.
[١١] .مج،وز،مت،لت،مر+گفتند.