روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٨٩ - ترجمه
لِتَهْتَدُوا بِهٰا فِي ظُلُمٰاتِ الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ ،تا به آن راه برى [١]و راهيابى [٢]در تاريكيهاى برّ و بحر.آن خدايى كه روا نداشت كه تو را در ظلمت برّ و يا بحر رها كند تا چندين ستارۀ رهنماى [٣]پديد كرد تا به او مهتدى شوى در امور دنياوى و معاش او كى روا دارد كه تو را در ظلمت ضلالت رها كند و در دين براى تو رهنماى فراندارد ،و دين به نزديك او از دنيا اولىتر و آخرت از اولى دوستتر،در باب دنيا هدايت تو خواست در باب دين كى ضلالت تو خواهد؟آن جات راه نمود آن جات از راه چگونه برد!تعالى علوا كبيرا،اگر در دنيا ستاره به ره بر تو كرد [٤]در دين ستارگانى را به رهبر تو كرد كه تا يك ستاره از آسمان مىتابد يكى از اينان در زمين مىتابد [٥]چو او را از زمين بردارم ستارگان را از آسمان فرود آرم،چون ملك اين براندازم آسمان از ستاره پردازم چون اين را از دست قضا و مسند امامت برخيزانم ستاره از آسمان بريزانم [٦]،براى آنكه اينان امان اهل زميناند چنان كه ستارگان امان اهل آسماناند:
النّجوم امان لاهل السّماء و اهل بيتى امان لامّتى فاذا خلت [٧]السّماء من النّجوم اتى اهل السّماء ما يوعدون و اذا خلت الارض من اهل بيتى اتى اهل الارض ما يوعدون.
لِتَهْتَدُوا بِهٰا ،«لام»،غرض راست،غرض من در دنيا هدايت توست آنكه در دنيا تو را هدايت كند در دين بر تو تلبيس ادلّه نكند اگر خواهند كه آنجا بر راه باشى نخواهند [٨]كه اين جا گمراه باشى اگر در بيابانى به ستاره نگر،و اگر در دريايى چشم بر ستارهدار كه دليل اوست و راهرو را از دليل چاره[٩٧-پ]نيست اگر ستاره را مىبينى و به او اهتدا نكنى ستاره را چه زيان،و اگر امام را مىيابى و به او اقتدا نكنى امام را چه نقصان،در هر دو جاى زيان بر توست. قَدْ فَصَّلْنَا الْآيٰاتِ ،ما آيات مفصّل و مبيّن كرديم و مجمل و مهمل رها نكرديم براى قومى كه دانند،اگر كسى نداند تابان [٩]بر اوست.
[١] .مر:راه بريد.
[٢] .مر:راه يابيد.
[٣] .مج،وز،مت:راهنمايى.
[٤] .مج،وز،مت:گردد.
[٥] .مج،وز،مت:مىيابد.
[٦] .لب:برندانم.
[٧] .لب:دخلت.
[٨] .آن:نخواهد.
[٩] .لت:تاوان.