روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦١ - ترجمه
سايۀ درختى فرود آمد بر عادت و شمشير از شاخ آن درخت درآويخت و او به قيلوله بخفت و اصحاب از او مشغول شدند اعرابى بيامد و تيغ رسول [١]از نيام بركشيد [٢].رسول -عليه السّلام-بيدار شد،گفت:يا محمّد من يعصمك منّى،تو را از من كه حمايت كند؟رسول-عليه السّلام-گفت:
اللّه يعصمنى ،خداى مرا نگاه دارد،چون رسول -عليه السّلام-اين بگفت،دست اعرابى بلرزيد و تيغ از دستش بيفتاد [٣]و او [٤]سر برآن درخت مىزد تا دماغش از[سر] [٥]پراكنده شد و بمرد،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
أنس مالك روايت كرد كه سبب نزول [٦]آيت آن بود كه عائشه گفت: [٧]رسول -عليه السّلام-در خيمه خفته بود بيدار شد و گفت:هيچ مرد صالحى نباشد كه مرا نگاه دارد كه مرا خوفى مىباشد از دشمنان؟ما در اين بوديم كه آواز سلاح برآمد،نگاه كرديم سعد بود و حذيفه گفتند ما آمدهايم تا تو را نگاه داريم.رسول-عليه السّلام- بخفت چنان كه ما غطيط او بشنيديم [٨].جبرئيل عليه السّلام آمد و اين آيت [٩]آورد.
رسول-عليه السّلام-آواز داد و گفت:يا سعد يا حذيفة بازگرديد كه خداى تعالى ضمان كرد [١٠]كه مرا نگاه دارد از دشمنان.
حسن [١١]گفت:سبب آن بود كه رسول-عليه السّلام-گفت چون خداى تعالى مرا بفرستاد دانستم كه قومى مرا به راست ندارد و از نكاره [١٢]جهودان و ترسايان مىترسيدم خداى تعالى اين آيت فرستاد.
بعضى دگر گفتند:در بدايت اسلام چون در مسلمانان ضعفى بود،خداى تعالى فرمود رسول را كه زبان از بتان اين [١٣]بتپرستان كشيده دار بقوله: وَ لاٰ تَسُبُّوا الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللّٰهِ فَيَسُبُّوا اللّٰهَ عَدْواً بِغَيْرِ عِلْمٍ [١٤]،رسول-عليه السّلام-زبان دركشيد
[١] .مج،مت،وز،لت،مر+بگرفت.
[٢] .مج،مت،وز،لت،مر:برآورد.
[٣] .مج،مت،وز،مر:بيوفتاد.
[٤] .مجمت،وز،لت،مر+چندان.
[٥] .اساس:ندارد،با توجه به مج افزوده شد،آج،لب:آن.
[٦] .مر+اين.
[٧] .اج،لب+كه.
[٨] .آج،لب:نشنيديم.
[٩] .آج،لب:آيتها.
[١٠] .آج،لب:شد.
[١١] .لت،آن+بصرى.
[١٢] .اساس:نكاده،با توجه به مج تصحيح شد.
[١٣] .مج،مت:و.
[١٤] .سورۀ انعام(٦)آيۀ ١٠٨.