روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٩٤ - ترجمه
امتحان باشد،و خداى تعالى عوض دهد ايشان را از آن الم،و اين هم بر سبيل ترغيب بر ايمان و تحذير [١]از كفر گفت. آنگه گفت:ما اين پيغامبران كه فرستيم،نفرستيم الّا بشارتدهنده به ثواب و ترساننده از عقاب،و محلّ هر دو نصب است بر حال،هركه ايمان آرد و مصلح باشد احوال خود به صلاح بازآرد. فَلاٰ خَوْفٌ عَلَيْهِمْ ،بر ايشان ترسى نباشد و نه نيز اندوهگين شوند.بدين آيت رد كرد بر كافرانى كه ايشان پيغامبران را تعنّت [٢]نمودند و اقتراح كردند و معجزات خواستند و آيات طلب كردند، حقتعالى گفت:ايشان پيغامگزارانند [٣]از من به بشارت و انذار و امّا آنچه شما مىخواهى [٤]كار ايشان نيست و نه ايشان برآن قادر باشند آن مقدور من است،هركه ايمان آرد به ايشان و بر ايشان تعنّت نكند جزاى او ايمنى باشد و شادمانى. و امّا مكذّبان را كه آيت [٥]من به دروغ دارند عذاب من به ايشان رسد به آن كفر و فسق كه ايشان در آناند و خارجاند از فرمان خداى و رسول.
آنگه فرمود رسول را-عليه السّلام-كه بگو اين كافران را كه من نمىگويم و دعوى نمىكنم كه خزاين خداى به نزديك من است تا شما را توانگر كنم،و نمىگويم كه من غيب دانم تا شما را از عواقب [٦]و مصالح و غايبات خبر دهم،و نيز نمىگويم شما را كه من فرشتهام،بل آدميم شما مرا مىدانى [٧]و نسب من مىشناسيد. إِنْ أَتَّبِعُ إِلاّٰ مٰا يُوحىٰ [٨]،من متابعت نمىكنم الّا آن را كه بر من وحى مىكنند و مرا اعلام مىكنند از اخبار غايبات و مصالح دينى در حلال و حرام و اين براى آن گفت تا در تحكّم و تعنّت ايشان بسته شود بر او [٩]گمانهاى باطل نبرند و او را تعنّتهاى ناواجب ننمايند.
آنگه گفت:بگو ايشان را بر سبيل مثل كه راست باشد نابينا با بينا؟گفتند [١٠]:
يعنى كافر با مؤمن و جاهل با عالم يعنى نباشد. أَ فَلاٰ تَتَفَكَّرُونَ ،شما هيچ انديشه
[١] .مج،وز،تحزير.
[٢] .مج،مت:لعنت.
[٣] .آف:گزارندگان.
[٤] .آف:مىخواهيد.
[٥] .مج،وز،مت،لت:آيات.
[٦] .آج،لب،بم،آف،آن:عقوبت.
[٧] .آج،لب،آف،آن:مىدانيد.
[٨] .سورۀ احقاف(٤٦)آيۀ ٩.
[٩] .لت+و.
[١٠] .آج،لب:گفت.