روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١١٢ - ترجمه
مسلمانى است!«و نطمع»،واو حال است و حال حالى كه ما طمع مىداريم [١]كه خداى تعالى ما را با مردمان صالح در بهشت برد،و ذكر بهشت بيفگند لدلالة الكلام عليه. فَأَثٰابَهُمُ اللّٰهُ ،أى جازاهم خداى تعالى ايشان را جزا داد و ثواب جزاء نيك باشد و جز به استحقاق صورت نبندد [٢]و اصله من ثاب اذا رجع كانّه رجع ثمرة فعله و خيره اليه و همچنين عقاب جز به استحقاق نباشد لتعقّبه الفعل و جزا عام بود و شامل ثواب و عقاب را و ثواب مختص بود به نفع و خير و عقاب مختص بود به شر و مضرّت،و عقاب را بر سبيل مجاز ثواب خواند حقتعالى فى قوله: هَلْ ثُوِّبَ الْكُفّٰارُ مٰا كٰانُوا يَفْعَلُونَ [٣]،و در اصطلاح اهل كلام،«ثواب»نفعى باشد مستحق مقرون با تعظيم و تبجيل. بِمٰا قٰالُوا ،به آنچه گفتند،و مراد نه قول است به زبان،يعنى به [٤]آنچه گفتند من قولهم [٥]: رَبَّنٰا آمَنّٰا [٦]،و با [٧]آنكه گفتند راست گفتند و در[دل] [٨]خلاف آن نداشتند كه بر [٩]زبان مىراندند.و«اثاب»متعدّى باشد به دو مفعول، يكبار به نفس خود بىحرف جر به يك مفعول يقال اثبته كذا و على كذا و أثبته بكذا على كذا و اثبته بكذا كذا،و مثال آيت اين يكى است. بِمٰا قٰالُوا ،«ما»مصدرى است،أى اثابهم اللّه بقولهم،«هم» [١٠]در محل [١١]مفعول اوّل است. جَنّٰاتٍ تَجْرِي [٢٨-ر]مفعول دوم [١٢]،بهشتهايى [١٣]كه از بسيارى درختان زمين آن [١٤]پوشيده باشد،و أصل الجنّ السّتر،كه در زير آن يعنى در زير درختان آن جويها مىرود و از منافع و لذّات چشم را و دل را خوشتر از سبزى و آب روان چيزى نباشد،خصوصا كه درختان
[١] .مج،مت،وز،لت+و اميد،مر+و اميد آن يُدْخِلَنٰا رَبُّنٰا مَعَ الْقَوْمِ الصّٰالِحِينَ .
[٢] .اساس،بم،اف،آن:نبيند،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٣] .سورۀ مطففين(٨٣)آيۀ ٣٦.
[٤] .بم،آف:با.
[٥] .بم،آف:قلوبهم.
[٦] .سورۀ آل عمران(٣)آيۀ ٥٣.
[٧] .آج،لب:به.
[٨] .اساس:ندارد،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٩] .آف:به.
[١٠] .لت،مر:اين.
[١١] .اساس،آج،لب،بم،آف،آن:فعل،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[١٢] .لم،مر:دويم،مج،مت،وز،لت،مر+است.
[١٣] .آج،لب،به بهشتهايى.
[١٤] .لب:او.