روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٢٠٥ - ترجمه
موسى گفت: وَ أَوْحَيْنٰا إِلىٰ أُمِّ مُوسىٰ أَنْ أَرْضِعِيهِ [١]،و گفتند:به معنى القاست، كما قال الشّاعر:
الحمد للّه الّذى استقلّت
باذنه السّماء و اطمأنّت
اوحى لها القرار فاستقرّت
و روى وحى لها القرار،و هما لغتان،و ابو القاسم بلخي گفت:مراد آن است كه اوحيت الى عيسى فى الحواريّين،و نيز اين نعمت ياد كن كه چون من وحى كردم به حواريّان-و آن خواصّ اصحاب عيسى بودند.حسن بصرى گفت:گازران بودند براى آن ايشان را حوارىّ خواندند لتحويرهم الثّياب،أى تبيضهم.مجاهد گفت:صيّادان بودند،و بعضى دگر گفتند:ملاّحان بودند.قتاده گفت:وزراى عيسى بودند،بعضى گفتند:چهل مرد بودند.عكرمه گفت،دوازده مرد بودند:فطرس و يعفونس [٢]و بخنس و اندرائيس [٣]و فيلس [٤]و تلما و منتا و توماس و يعقوب [٥]خلقانا و قداوسيس [٦]و قنانيا [٧]و تودس.وحى كردم به ايشان كه ايمان آرى [٨]:[به من] [٩]و پيغامبر من عيسى-عليه السّلام.ايشان گفتند:ايمان آورديم و گواه باش كه ما مسلمانيم.
إِذْ قٰالَ الْحَوٰارِيُّونَ ،نيز ياد كن چون گفتند حواريان:يا [١٠]عيسى هَلْ يَسْتَطِيعُ رَبُّكَ ،كسائى خواند:هل تستطيع ربّك،بر تقدير هل تستطيع ان تسأل ربّك و تدعو ربّك[به تاء] [١١]،و نصب«ربّك»و بتوان [١٢]كردن كه تقدير اين محذوف نبايد كردن،و معنى آن بود كه:ممكن باشد تو را و رونده بود تو را و اعتماد دارى كه اگر بگويى روان باشد،چنان كه يكى از ما گويد:هل تملك فلانا،هل تستطيعه،و هل
[١] .سورۀ قصص(٢٨)آيۀ ٧.
[٢] .آج،لب:يعقويس،چاپ شعرانى(٣٦٩/٤):يعقوبس.
[٣] .اساس:انداس،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٤] .آج،لب:قيلس.
[٥] .مج،وز،آج،لب+بن.
[٦] .مج،وز:قداوستيس.
[٧] .وز:قنانيا.
[٨] .آرى/آريد.
[١١] [٩] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[١٠] .آج،لب:يا عيسى،مر: يٰا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ .
[١٢] .مر:نتوان.