روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٠٥ - ترجمه
الأجل،فعل باشد به معنى مفعول.و«سلّم»نردبان باشد براى آنكه تو را به آنجا رساند و [١]سپارد كه مصعد تو باشد به سلامت،چه اگر آن آلت نبود به آنجا رسيدن به سلامت دشخوار [٢]بود [٣].
امّا قوله: سَلاٰمٌ عَلَيْكُمْ ،رفع او به ابتداست،و ابتدا نشايد [٤]تا نكره بود الّا آنگه كه منفى باشد يا مستفهم [٥]يا موصوف يا مخصوص،يا خبرش ظرف لازم التقدّم چنان كه مشروح است در كتب نحو.
امّا چون از اين پنج شرط يكى نباشد،نشايد تا مبتدا نكره بود و در آنجا از اين پنجگانه هيچ نيست،جواب از اين آن است كه:اين در اصل نصب بوده است بر مصدر،و تقدير آنكه بر سبيل دعا«سلّم اللّه عليك»،يا بر سبيل خبر«اسلّم عليك سلاما»آنگه خواستند تا اين را از دعاى ببرند و به خبرى كنند از خبرى ثابت مستقر گفتند:سلام عليكم،أى سلام ثابت مستقرّ [٦]غير متوقّع منتظر بل حاصل ثابت،چون از مصدرى ببردند او را نصب او بستدند و بر ابتدا رفع كردند او را و آن تنكير در او رها كردند تا دليل بود بر آنكه در اصل مصدرى منكّر بوده است-ذكره سيبويه فى الكتاب.
آنگه فرمود رسول را كه:ايشان را اميد ده و دلخوش كن و بگو كه: كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلىٰ نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ ،خداى تعالى رحمت بر خود نبشته است.اهل اشارت گفتند:خداى تعالى چيزى بر خويشتن [٧]نوشت و چيزى بر تو،آنچه از باب تكاليف و مشاقّ بود بر تو نوشت في قوله: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيٰامُ [٨]و: كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِتٰالُ [٩]،و:
كُتِبَ عَلَيْكُمُ الْقِصٰاصُ [١٠] ،و مانند اين،و رحمت بر خود نوشت براى تو اگر تو با عجز و ضعف و مشقّت اين افعال بر تو،به نوشتۀ او وفا مىكنى او اولىتر كه با كرم و فضل و استغناى او ازآنكه بر خود نوشت،و نفى مشقّت به نوشتۀ خود وفا كند با تو آنچه بر تو
[١] .مج،وز،مت+به.
[٢] .مل:دشوار.
[٣] .مل،مر:باشد.
[٤] .مج،وز،مت+كردن.
[٥] .مل:مستقيم.
[٦] .مج،وز،مت+عنه.
[٧] .مل،مر:بر خود.
[٨] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٨٣.
[٩] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢١٦.
[١٠] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٧٨.