روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢١ - ترجمه
حَتّٰى إِذٰا جٰاءَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ ،تا چون وقتى كه مرگ يكى از شما آيد، رسولان ما يعنى فرشتگان جان او بردارند.حسن گفت:ملكالموت و اعوان او.و «توفّي»قبض باشد چنان كه بيان كرديم-و بعضى دگر گفتند:احصته رسلنا،رسولان ما ايشان را بشمارند،يعنى فرونگذارند ايشان را و مهمل نكنند.
در خبر مىآيد كه رسول-عليه السّلام-گفت:شب معراج كه مرا به آسمان بردند،فرشتهاى ديدم كه بر كرسى نشسته ترش روى و دلتنگ،همۀ فرشتگان چون مرا ديدند در روى من بخنديدند مگر او و لوحى [١]در دست گرفته در آنجا مىنگريد من جبرئيل را گفتم اين فرشته كيست كه در روى من بنخنديد [٢]و استبشارى نكرد، گفت:اين ملكالموت است كه از آنگاه كه خداى تعالى او را بيافريد كس او را خندان نديد،گفت:من بر او شدم و گفتم:يا ملكالموت قبض ارواح خلقان چگونه كنى يكى به مشرق و يكى به مغرب؟و اين لوح چيست؟و در آنجا چيست نبشته [٣]؟گفت:امّا [٤]لوح و در آنجا آجال خلقان است خداى تعالى از اين شب قدر تا آن شب قدر آنان را كه در آن سال وقت مرگ نهاده باشد نام ايشان و اجل ايشان بر اين لوح ثبت فرمايد و به من دهد تا من در او مىنگرم و آنوقت را مراقبت مىكنم.و امّا كيفيّت قبض،حقتعالى اين دنيا [٥]پيش من همچنان نهاده است كه خوانى [٦]پيش كسى [٧]،كه هركجا خواهد دست بيازد و آنچه خواهد بردارد.و به يك روايت آن است كه گفت:مرا اعوان باشند،نه هركس را من تولّاى قبض روح كنم آنجا كه من نرسم اعوان و گماشتگان من بروند و قبض روح آنكس كنند،فذلك قوله:
تَوَفَّتْهُ رُسُلُنٰا وَ هُمْ لاٰ يُفَرِّطُونَ ،و ايشان در آنچه به ايشان [٨]مفوّض باشد تقصير نكنند و تغافل و تواني ننمايند.جبّايى گفت:معنى آن است كه قبض روح او پيش از اجل نكنند،از«فرط»گرفت إذا سبق.
[١] .لب:لوح.
[٢] .مج:نبخنديد.
[٣] .مج،وز،مت،بم،آف،لت:نوشته،آن:نبوشته.
[٤] .مج،وز،مت،لت+اين.
[٥] .آج،لب+را.
[٦] .آج،لب،آن:خانى.
[٧] .مج،مت،وز،لت+نهاده.
[٨] .آج،لب،لت:بديشان.