روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢ - ترجمه
افتد چنين اوّلى و آخرى كه بازگويد [١]:
اگر گويند خداى تعالى زكات گفت و معلوم است باتفاق كه اميرالمؤمنين دويست درم يا:بيشتر يك سال ننهادى [٢]تا،زكات [٣]بر او واجب شدى و بايد [٤]تا بالاى دويست باشد براى آنكه در نصاب اوّل پنج درم بايد دادن و به يك كس بايد دادن به نزديك شما و به نصاب دوم [٥]كه چهل درم باشد يك درم و انگشترى به نصاب اوّل لا يقتر باشد [٦]جز به نصاب دوم نشايد و اين مستبعد [٧]است از سيرت او كه او دويست و چهل درم يك سال ذخيره كند تا زكاتش ببايد دادن،جواب گوييم:خداى تعالى اگرچه لفظ زكات گفته مراد صدقه است و اين هر دو لفظ متداخل شوند«زكات»به معنى صدقه گويند و«صدقه»به معنى زكات،نبينى كه خداى تعالى گفت: إِنَّمَا الصَّدَقٰاتُ لِلْفُقَرٰاءِ وَ الْمَسٰاكِينِ وَ الْعٰامِلِينَ عَلَيْهٰا ،و اتّفاق است كه مراد زكات است چه اين اصناف مستحقان [٨]زكاتاند [٩]دون صدقه.
اگر گويند شايد كه اميرالمؤمنين در نماز فعلى كند خارج [١٠]از افعال نماز و انگشترى دادن در:نماز فعلى باشد نه از نماز،اگر نماز نبرد [١١]نقصان نماز كند گوييم:
فعل اندك باتّفاق نماز باطل نكند و او در نماز سنّت بود كه [١٢]كه اگر در نماز فريضه بودى در [١٣]جماعت بودى مقتدى به رسول-عليه السّلام-و در آنوقت سؤال صورت نبستى.دگر آنكه:او فعلى نكرد اندك و بسيار جز كه يك انگشت كه انگشترى در او بود،از [١٤]سر زانو[٨-پ]برداشت تا سايل انگشترى برون كرد [١٥]از او و اين فعلى نباشد كه نقضى يا نقصى [١٦]آرد در نماز و لكن عجب از دشمنان او كه آنچه مطعن
[١] .اساس:آج،لب،آف،آن:به آن گويد،با توجه مج تصحيح شد.
[٢] .مج،مت،وز،لت آن،مر+كه:
[٣] .مج،مت،وز،لت،مر+آن.
[٤] .لب:ببايد.
[٥] .لب:دويم.
[٦] .مج،مت،وز،لت،مر:لايق نباشد.
[٧] .مج،مت،لب:مستعبد.
[٨] .مر:مستحق.
[٩] .مر:شد.
[١٠] .آج،لب+نماز.
[١١] .لت:ببرد.
[١٢] .مج،مت،وز،لت،مر+چه.
[١٣] .آج،لب:به.
[١٤] .آج،لب:بر.
[١٥] .مج،مت،وز،لت،مر:بگرفت،آج،لب:آف،آن:بيرون كرد.
[١٦] .آن:نقيص،مر:نفعى.