روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٤٠٢
گويد فلان ظلم نكند و دروغ نگويد و غيبت نكند و بهتان ننهد و مىنخورد [١]مدح است چون گويد اين چيزها كند ذمّ است [٢].و عقلا در اين خلاف نكنند و خداى تعالى در كتاب مجيد در مدح خود چنين فرمود از اين معنى كه: لاٰ تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لاٰ نَوْمٌ [٣]،او را خواب نگيرد نه اندك و نه بسيار.و قوله مَا اتَّخَذَ اللّٰهُ مِنْ وَلَدٍ وَ مٰا كٰانَ مَعَهُ مِنْ إِلٰهٍ [٤]،گفت:فرزندى نگرفت و با او خدايى نيست.و قوله: مَا اتَّخَذَ صٰاحِبَةً وَ لاٰ وَلَداً [٥]،و قوله: لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلِيٌّ مِنَ الذُّلِّ [٦]و قوله: لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ [٧]،و قوله: إِنَّ اللّٰهَ [١٠٠-پ] لاٰ يَظْلِمُ النّٰاسَ شَيْئاً [٨]،اين جمله كه از خويشتن نفى كرد از زن و فرزند و مثل و مانند و همتا و انباز و خواب و ظلم اين جمله مدح است او را اگر اثبات كنند اين جمله را يا بعضى را از اين در هر حال كه باشد از حالات در دنيا و آخرت در اثباتش نقص باشد همچنين در آيت ما نفى ادراك بصر كرد از خود بر سبيل تمدّح و مدح راجع با ذات او در اثباتش نقص باشد در جميع احوال [٩]،اگر در دنيا گويد و اگر در آخرت اگر گويند نه مشارك است در نفى تعلّق ادراك به او او را بسيارى از اعراض و معدومات،بايد تا ايشان نيز ممدوح باشند،جواب گوييم:خداى تعالى مدح نكرد [١٠]به نفى ادراك بس بل تمدّح كرد به نفى ادراك مدركان او را و اثبات ادراك او مبصران [١١]را و مدركان را،گفت: وَ هُوَ يُدْرِكُ الْأَبْصٰارَ ،پس مدح كه هست به مجموع هر دو [١٢]به اوست:يكى نفى ادراك مدركان از او و يكى اثبات ادراك او مدركان را،براى آنكه چيزها بر ضروب [١٣]است بهرى آن است كه نبيند و نه او را بينند چون معدومات و ضماير و بسيارى از اعراض،و بهرى آن است كه او را بينند و
[١] .مج،وز،مت،لت+اين.
[٢] .مج،وز،مت،لت:باشد.
[٣] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ٢٥٥.
[٤] .سورۀ مؤمنون(٢٣)آيۀ ٩١.
[٥] .سورۀ جن(٧٢)آيۀ ٣،اصل آيه:ما اتخذ.
[٦] .سورۀ اسراء(١٧)آيۀ ١١١.
[٧] .سورۀ اخلاص(١١٢)آيات ٤ و ٥.
[٨] .سورۀ يونس(١٠١)آيۀ ٤٤.
[٩] .آج،لب:حالات.
[١٠] .مج،وز،مت،آج،لب،لت:تمدح كرد.
[١١] .آج،لب،لت،آن:مستبصران.
[١٢] .مج،وز،مت+كار.
[١٣] .اساس:ضرورت،با توجه به مج،وز تصحيح شد.