روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٣٢٤ - ترجمه
قارون كرد از خسف.ضحّاك گفت: عَذٰاباً مِنْ فَوْقِكُمْ عذابى كه از[قبل] [١]بزرگان و اكابرتان باشد. أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ ،و از آنان كه در رتبه [٢]و منزلت دون شمااند.مجاهد گفت: عَذٰاباً مِنْ فَوْقِكُمْ ،عذابى از بالاى شما،يعنى سلاطين و امراى ظلم. أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ ،يعنى بندگان و زيردستان بد [٣]. أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً ، يا در شما پوشاند پراگندگى و اختلاف كلمه و ناسازگارى و ناهموارى و اختلاف هواها. وَ يُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ ،و بچشاند شما را بهرى را سختى بهرى،يعنى شمشير مختلف تا بهرى بهرى را مىكشند چنان كه در بنى اسرائيل بود.
در خبر است كه رسول-عليه السّلام-چون اين آيت آمد جبريل را گفت:
ما بقاء امّتي على ذلك ،بقاى امّت من بر اين چيزها چه باشد؟جبريل گفت:من بندهام همچون تو از خداى در خواهى [٤].رسول-عليه السّلام-برخاست و وضوى نماز تازه كرد [٥]و نماز كرد و از خداى درخواست كه اين آفت از امّت او بگرداند،دو [٦]حاجت روا شد و يكى ممنوع آمد.پس رسول-عليه السّلام-گفت:من از خداى درخواستم تا [عذاب نكند امّت مرا عذابى از بالاى سرشان و زير پايهايشان،اجابت كرد،و خواستم تا] [٧]بأس ايشان در ميان ايشان نيوفگند [٨]،اين دعا اجابت نكرد،و جبريل گفت:فناى امّت تو به تيغ خواهد بودن.زهيرى [٩]گفت خبّاب بن الأرتّ گفت:شبى از شبها رسول [١٠]-عليه السّلام [١١]-مراقبت مىكرد[م] [١٢]و او نماز مىكرد تا صبح برآمد.
چون روز بود [١٣]گفتم:يا رسول اللّه!دوش نماز بسيار كردى و دگر شبها نديدم كه چنان كردى،آنچه نماز بود؟گفت:آن نماز رهبت و رغبت بود،از خداى تعالى سه چيز درخواستم،دو بداد و يكى[٨٠-پ]منع كرد.از خداى درخواستم تا دشمن را
[١٢] [٧] [١] .اساس:ندارد،با توجّه به مج،وز افزوده شد.
[٢] .مر:مرتبه.
[٣] .مج،وز،مت:زيردستاناند.
[٤] .مج،وز،مت،آج،لب،مل،لت،مر:درخواه.
[٥] .مج،وز،مت:وضوى نماز باز كرد،مل،مر:وضو نماز كرد.
[٦] .آج،لب،بم،مل،آف،آن:و.
[٨] .مج،مت:بيفگند،وز،آج،لب،مل،آف،لت،آن:نيفگند.
[٩] .مج،وز،مت،لت،مر:زهرى.
[١٠] .آج،مل،لت+را.
[١١] .مر+را.
[١٣] .آن:شد.