روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٣٢ - ترجمه
اين سه آن كند كه خود خواهد،با جماع چنين است كه او مخيّر است بينها.
بدان كه سوگند بر سه ضرب است:يكى آنكه عقدش طاعت باشد و حلّش معصيت چنان كه سوگند خورد كه خمر نخورد و معصيت نكند و نماز كند و طاعت كند اگر خلاف كند حانث شود كفّارتش لازم آيد بلا خلاف.دوم [١]:عقدش معصيت باشد و حلّش طاعت،چنان كه گويد:و اللّه كه نماز نكنم و روزه ندارم و خمر خورم و معصيت كنم چون خلاف كند كفّاره واجب نيايد به نزديك ما براى آنكه حنث واجب است [٢]اين جا،و به نزديك فقها كفّاره واجب بود.و قسم سهام [٣]آن است كه:عقدش مباح باشد و حلّش مباح چنان كه گويد:و اللّه [٤]اين جامه در نپوشم [٣٣-پ]،و اين طعام نخورم،اگر خلاف كند كفّارتش واجب بود بلا خلاف بين الفقهاء.و به نزديك ما نگاه كند اگر صلاح در آن باشد دينا او دنيا كه خلاف كند و لا كفّارة عليه،امّا چون گويد:إن فعلت كذا فللّه علىّ كذا،اگر فلان خير كنم خداى را بر من حجّ است يا روزه يا صد دينار يا مانند آن،چون آن كار بكند او را آن لازم باشد كه گفته باشد.و به نزديك بيشتر فقها بر او كفّارۀ سوگند باشد،و به نزديك ما اين سوگند نيست،بل نذر است به [٥]آن،وفا بايد كردن،لقوله تعالى: أَوْفُوا [٦]بِالْعُقُودِ .
ذٰلِكَ كَفّٰارَةُ أَيْمٰانِكُمْ ،«ذلك»اشارت است الى كلّ واحد من الاربع، گفت:اين كفّارۀ [٧]سوگندتان باشد. إِذٰا حَلَفْتُمْ ،چون سوگند خورى.در كلام محذوفى هست،و تقدير آن است كه:اذا حلفتم فحنثتم،و چنان كه گفت: فَمَنْ كٰانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ بِهِ أَذىً مِنْ رَأْسِهِ فَفِدْيَةٌ ، [٨]و المعنى فحلق [٩]عليه فدية.
وَ احْفَظُوا أَيْمٰانَكُمْ ،و سوگندتان نگاه دارى [١٠]و به گزاف سوگند مخوريد [١١].يك معنى اين است كه سوگند نگاه دارى به آنكه نخورى.قولى ديگر آن است كه:
[١] .مج،مت،وز،لت+آنكه.
[٢] .مج،مت،وز،آج،لب،لت،مر:واجب است.
[٣] .اساس:سه،با توجّه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٤] .مج،مت،وز،لت+كه.
[٥] .اساس:ندارد،از مج افزوده شد.
[٦] .سورۀ مائده(٥)آيۀ ١.
[٧] .ديگر نسخه بدلها،كفّارت.
[٨] .سورۀ بقره(٢)آيۀ ١٩٦.
[٩] .مج،مت،وز،آج،فعليه.
[١٠] .آج،لب:دارى/داريد.
[١١] .مج،مت،وز،لت:مخورى.