روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ١٥٨ - ترجمه
مأمون روى به ايشان كرد و گفت:از شما و اهل [١]بيت [٢]شما كس هست كه اين مسائل داند و اين را جواب گويد [٣]؟گفتند:نه[راى] [٤]اميرالمؤمنين صواب بود در آنچه ديد مأمون گفت:كار اين اهل بيت [٥]بخلاف كار ديگران است،و ايشان مخصوصاند از خداى تعالى به انواع فضل و نعمت و صغر سن ايشان را منع نكند از كمال،ندانى [٦]كه رسول-عليه السّلام-على(ع)را دعوت كرد به اسلام و او را ده سال بود و جز او كس را دعوت نكرد در مثل آن سن با ايمان و ايمان از او قبول كرد و حسن و حسين(ع)را بيعت گرفت و ايشان را [٧]شش سال تمام نبود [٨]و هيچ كودك را جز ايشان را [٩]بيعت نگرفت و اين اهل بيت ذريّتىاند بعضى از بعضى،يجري لآخرهم ما يجري لأوّلهم آخرشان را همان [١٠]برود [١١]كه اوّلشان را [١٢].گفتند راست گفتى يا اميرالمؤمنين،پس پراگنده شدند،بر دگر روز به تهنيت بازآمدند مأمون بفرمود تا سه طبق بياوردند سيمين بر هريكى [١٣]بندقها [١٤]مشك و زعفران سرشته پركرده [١٥]،و در ميان آن [١٦]خطها تعبيه كرده به اقطاعات و ولايت [١٧]شهرها و دهها [١٨]و يكى را خطها به خلعتها و عطاها و يكى را زر سرخ بر كرده [١٩]،آن يكى بر وزراء و ندما و خواص نثار كردند و ديگر [٢٠]بر حجّاب و عمّال و قوّاد و زر بر حاشيه و خدم، هركه [٢١]را از آن بندقى [٢٢]يا دو يا [٢٣]سه بدست افتاد بشكستند [٢٤]و آنچه در آنجا
[١] .لب+و.
[٥] [٢] .مج،مت،وز،لت،مر:البيت.
[٣] .مج،مت،وز،لت:داند گفتن،مر:تواند دادن.
[٤] .اساس،آج،لب،بم،آف،آن:ندارد،با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد.
[٦] .لت:ندانيد.
[٧] .مج،مت،وز+از اين،مر:زير.
[٨] .مج،مت،وز،لت:بود.
[٩] .آج،لب:ندارد.
[١٠] .مج،مت،وز،لت،مر:هم آن.
[١١] .آج،لب:رود.
[١٢] .آج،لب+همان.
[١٣] .مر:يكى را.
[١٤] .مج،مت،وز،لت،مر:بنادق.
[١٥] .مج،مت،وز،مر:بر او كرده بود،بم:پركرده.
[١٦] .لت:بر سر او.
[١٧] .مج،مت،وز+و.
[١٨] .آج،لب،آن:ديها.
[١٩] .مج،مت،وز،آج،لب،بم،آف،لت،مر:پركرده.
[٢٠] .آج،لب+را.
[٢١] .مج،مت،وز،لت،مر:هركسى.
[٢٢] .لت+يكى.
[٢٣] .آج،لب:ندارد.
[٢٤] .مج،مت،وز،مت،مر:بشكست.