روض الجنان و روح الجنان في تفسير القرآن - الرازي، ابوالفتوح - الصفحة ٦٢ - ترجمه
چون مسلمانان قوى گشتند،خداى تعالى اين آيه فرستاد و گفت:برسان و بگو از عيب آلهۀ اينان آنچه در ايشان است كه [١]تو را از مردمان نگاه مىدارم يعنى [٢]كافران.
بعضى دگر گفتند:آيت در عيب جهودان آمد كه رسول-عليه السّلام-جهودان را عيب مىكرد،و جهودان گفتند:يا محمّد مگر تو مىخواهى كه [٣]تو را به خدايى گيريم چنان كه ترسايان عيسى را.رسول-عليه السّلام-زبان از ايشان كوتاه بكرد،خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت:اى محمّد!برسان آنچه تو را فرمودهاند از تبليغ به جهودان و ترسايان و مبالات مكن و مينديش از ايشان كه من تو را نگاه دارم تو،آنچه رسيدنى [٤]است برسان و بگو ايشان را كه: لَسْتُمْ عَلىٰ شَيْءٍ ،اين آيت كه از پس آن [٥]آيت آمد چون اين آيت فرود آمد،گفت رسول-عليه السّلام-گفت:
لا ابالي من نصرني او من خذلني.
بعضى دگر گفتند،در كار زنان رسول آمد كه خداى فرموده بود رسول را كه ايشان را گويد:دنيا رها كنى و [٦]ترسيد كه قبول نكنند،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
بعضى دگر گفتند:آيت در جهاد آمد كه رسول-عليه السّلام-ترسيد كه بعضى مردمان مطاوعت نكنند در باب جهاد،خداى تعالى اين آيت فرستاد.
اين اقوالى است كه جماعتى مفسّران گفتند،امّا آنچه در تفسير اهل البيت است-عليهم السلام و از ائمّه ما و جماعتى صحابه روايت كردهاند چون براء بن عازب و جابر بن عبد اللّه انصارى و سلمان و ابو ذرّ [٧]و عمّار و حذيفه و جز ايشان كه:آيت در حقّ اميرالمؤمنين على آمد در حجّة الوداع چون رسول-عليه السّلام-با ترسايان نجران مصالحه كرد[١٦-ر]بر دو هزار [٨]حلّه من حلل الاواقىّ [٩]،و جبرئيل-عليه السّلام-آمد و گفت:تو را حجّ وداع مىبايد كردن [١٠].او على را به جانب يمن فرستاد تا آن حلّهها
[١] .مج،مت،وز،لت،مر+من.
[٢] .مت،آج،لب+از.
[٣] .همۀ نسخه بدلها+ما.
[٤] .مج،مت،وز،آج،لب:رسانيدنى.
[٥] .اساس:اين،با توجّه به مج تصحيح شد.
[٦] .مج،مت،وز،لت:او.
[٧] .آج،لب:أبو ذر غفارى.
[٨] .ضبط كلمه در اساس به صورت«هزار»آمده است كه با توجه به مج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد.
[٩] .اساس:الاوقى،با توجه به مج،وز تصحيح شد.
[١٠] .آج،لب:مىبايد كرد.